• روز ملی شعر و ادب فارسی

    روز ملی شعر و ادب فارسی

    پایگاه خبری نمانامه: ۲۷ شهریور «روز ملی شعر و ادب فارسی»‌ست؛ روزی که به واسطه سالروز تولد محمدحسین شهریار، نام‌گذاری شده. بر کسی پوشیده نیست که جایگاه زبان فارسی و اهمیت توجه به ادبیات کهن این مرزوبوم، چنان است که باید از هر مجال و فرصتی برای تاکید بر آن بهره گرفت. نگاهبانی از زبان،

  • «طفلی به نام شادی» تازه‌ترین مجموعه شعر محمدرضا شفیعی کدکنی

    «طفلی به نام شادی» تازه‌ترین مجموعه شعر محمدرضا شفیعی کدکنی

    پایگاه خبری نمانامه: زیرِ همین آسمان و روی همین خاک»، «هنگامهٔ شکفتن و گُفتن»، «از همیشه تا جاودان»، «شیپورِ اطلسی‌ها» و «در شبِ سردی که سُرودی نداشت» عنوان‌های این پنج دفتر است. محمدرضا شفیعی‌کدکنی در مقدمه «طفلی به نام شادی» آورده است: در تمام مدّتِ شاعریِ من – که عمری شصت و چند ساله دارد

  • ذهن و زبان شعر!

    ذهن و زبان شعر!

    به قلم: دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی □ «زبان» چیزی جز «ذهن» نیست و «ذهن» چیزی جز «زبان» نیست. وقتی‌که زبان شاعر تکراری‌ست، جهان‌بینی او هم تکراری‌ست. آن‌هایی که تصور می‌کنند با زبان فرخی سیستانی یا با زبان سعدی شیرازی می‌توان در این عصر تجارب انسانی عصر ما را تصویر کرد، به دلایل صددرصد علمیِ علم

  • بررسی آثار مهدی اخوان ثالث!

    بررسی آثار مهدی اخوان ثالث!

    به قلم: دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی □ در این لحظه، هیچ تردیدی ندارم که هر هنرمند بزرگی، در مرکز وجودی خود، یک تناقض ناگزیر دارد. تناقضی که اگر روزی به ارتفاع یکی از نقیضین منجر شود، کار هنرمند نیز تمام است و دیگر از هنر چیزی جز مهارت‌های آن برایش باقی نخواهد ماند. کشف مرکز

  • اختلاف در نسخه های حافظ!

    اختلاف در نسخه های حافظ!

    به قلم: دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی  □ ۱ـ درآمد ظاهر امر چنین می‌نماید که در عصر اخیر، بیش‌ترین پژوهش‌هایی که در باب حافظ انجام شده، در پیرامون اختلاف نسخه‌های دیوان اوست، نه بحث در مبانی هنر او. امّا در یک چشم‌انداز دیگر، همین مباحث مربوط به نسخه‌بدل‌ها هم، در حقیقت، غیرمستقیم، بحث در هنر او

  • یک اصطلاع موسقیائی در شعر حافظ

    یک اصطلاع موسقیائی در شعر حافظ

    به قلم : دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی □ در اغلب نسخه‌های کهن و معتبر دیوان حافظ، کاتبان این بیت را بدین‌گونه ضبط کرده‌اند: زبـان کلکِ تو حافظ چه شکر آن گوید که گفته‌ی سخنت می‌برند دست به دست۱ کاتبان دوره‌های بعد که معنیِ «گفته‌ی سخن» را نمی‌دانسته‌اند، آن را به «تحفه‌ی سخن» و «شِکّرِ سخن»