• از تو بیزارم عشق من؟

    از تو بیزارم عشق من؟

    فقط تو – محبوبم- تهی را رنگ‌پریدگی ماه را ریشه های گرگ و میش مرا می‌شناسی فقط تو از چرایی خواب زمستانی روح از جمود , از بیهوشی از سکرات مرگ خبر داری ما باهم در برزخ زندگی می‌کنیم در بهشتی از هیچ جایی که همه‌چیز خفه شده جایی  که شاه سفید شطرنج رنگ‌ها را

  • شعر استاد محمدکریم جوهری برای پرفسور سید حسن امین

    شعر استاد محمدکریم جوهری برای پرفسور سید حسن امین

    ۱- سید حسن امین ! از: محمد کریم جوهری سخن سرود درازی = (قصیده ای) ، را دوازده دوتایی وابسته = (دوازده بیت) ، به زبان پارسی پیش رو ، برای استاد ارزنده و برجسته ی ایران زمین : (پروفسور سید حسن امین) ! **** ای سرافراز (سید) برتر ! (حسن) دل (امین) نام آور

  • شعر زیبای نرگس شیراز؛ ابراهیم رضاخانی

    شعر زیبای نرگس شیراز؛ ابراهیم رضاخانی

    ز چه گویم سخنی راز دلم باز تویی ز نهانخانه ی دل دفتر هر راز تویی شب عید است و گل نرگس عالم به وفور همه دانند گل من نرگس شیراز تویی همه فکرم شده هر لحظه ز دیدار رخت نکنم فکر دگر آخر و آغاز تویی شده هر روز و شبم یاد رخ چون

  • تصنیفی از پانته آ مهدی نیا

    تصنیفی از پانته آ مهدی نیا

    با هم افتادیم از ماه یادت هست؟ ماه! تاول تبدار پر از چرک زمین چروکیده بر دل شب آویخته بر طاق زمین و ما چروکیده و چرک تبعید شدیم به زمینی که زمان میخواست ماه بشود با هم افتادیم از ماه یادت هست؟ تنها دریچه سیاهچال زمین من دروغ گفتم آن شب ماه برایم کم

  • سرو دلجو ؛ ابراهیم رضاخانی

    سرو دلجو ؛ ابراهیم رضاخانی

    تا گل روی تو باشد گل دگر بویی ندارد بوستانی چون تو هرگز سرو دلجویی ندارد عقلش از سر میگریزد هرکه بیند چشم مستت چشم جادویت بنازم هیچ آهویی ندارد گر بگویم ماه گردون گفته ام راسخ نیاید آسمان با این جلالت ماه خوشرویی ندارد خانه در دل کرده ای خوش آمدی جای توباشد دل

  • سنگ طفلان | ابراهیم رضاخانی

    سنگ طفلان | ابراهیم رضاخانی

      این دل بشکسته را از رنج و حرمان فارغ است خانه ی ویرانه را از سیل و طوفان فارغ است در دل روشن نباشد آرزوهای عبث خانه ی پاک از زبان یاوه گویان فارغ است آدمی گر مور باشد حاکم خود می شود از محیط فخر دوران سلیمان فارغ است رنج عالم می خراشد

  • پر پروانه

    پر پروانه

    ای دل ز وفا حرمت جانانه نگه دار در بحر زمان گوهر یکدانه نگه دار هر گفته که از پسته دهانش به درآید با روی خوش و چهره ی شادانه نگه دار در پرتو شمع رخ آن ماه دل افروز او را به مثال پر پروانه نگه دار از بهر دل شاد عزیزان زمانه هر

  • شعر زیبای نگاه؛ ابراهیم رضاخانی

    شعر زیبای نگاه؛ ابراهیم رضاخانی

    (( نگاه )) روزگار تیره ام بی حد سیاه افتاده است بختک برگشته ام در قعر چاه افتاده است دیده را پوشیده دارم زآنچه در عالم که هست بسکه چشمانم به آن روی چو ماه افتاده است میبرد راه جنون چشمان حیران این دلم دل به دنبال رخ ماهش براه افتاده است آن نگاهش تا

  • دل سنگ  / ابراهیم رضاخانی

    دل سنگ / ابراهیم رضاخانی

      عمری تو به دنبال هوس ها بدویدی یکبار نصیحت ز بزرگان نشنیدی صد فتنه به کارت شده از آن دل سنگت از سنگی آن دل تو ستمگر نرهیدی کردی تو جفا بر همه اقوام وکسانت یکبار لبانت. ز ندامت نگزیدی سنگ است دل گند تو در دامن دنیا از سنگ دلی هیچ بجایی نرسیدی

  • دل سرکش / ابراهیم رضاخانی

    دل سرکش / ابراهیم رضاخانی

    * دل سرکش * نمیدانم چرا امشب دل من سرکش افتاده گمان از بی قراریها به این دل آتش افتاده چسان برق نگاه هایش ز چشم دل نهان دارم چو بینم آن رخ گلگون به رویم دلکش افتاده نه تنها من شدم پابند آن رخسار تابانش شود بیتاب هر چشمی که بر آن مهوش افتاده