• تاریخ : شنبه - ۱۲ - آذر - ۱۴۰۱
  • ساعت :

    شعر

    تیر ۱۰, ۱۳۹۷

    سنگ طفلان | ابراهیم رضاخانی

      این دل بشکسته را از رنج و حرمان فارغ است خانه ی ویرانه را از سیل و طوفان فارغ است در دل روشن نباشد آرزوهای عبث خانه ی پاک از زبان یاوه گویان فارغ است آدمی گر مور باشد حاکم خود می شود از محیط فخر دوران سلیمان فارغ است رنج عالم می خراشد […]

    خرداد ۲۲, ۱۳۹۷

    شعری از یاشار کمال؛ مترجم عین اله غریب

    این روز ها بهار   بنشسته بر دشت چوکوروا بار گرفته درختان بارور شده جهان از سبزی و سرخی زردی دیوانه وار . آی مردم! نشنیده نماند کسی: کودکی گم شد. بر دستش شاخه ای برگ بو انگشتانش مشرق نور زلفش آشفته پریشان مواج میان باران. بر هر که جوید او را، بر هر که […]

    خرداد ۴, ۱۳۹۷

    شعر زیبای نگاه؛ ابراهیم رضاخانی

    (( نگاه )) روزگار تیره ام بی حد سیاه افتاده است بختک برگشته ام در قعر چاه افتاده است دیده را پوشیده دارم زآنچه در عالم که هست بسکه چشمانم به آن روی چو ماه افتاده است میبرد راه جنون چشمان حیران این دلم دل به دنبال رخ ماهش براه افتاده است آن نگاهش تا […]