امروز

جمعه, ۴ خرداد , ۱۳۹۷

  ساعت

۰۴:۱۳ قبل از ظهر

سایز متن   /

به گزارش پایگاه خبری نمانامه به نقل از مشرق، آ آرام وقرار نداشت و به محض ورود به اتاق و قبل از اینکه روی صندلی بنشیند آغاز به گفت وگو کرد وگفت: «من در کنار همسر و فرزندم احساس آرامش و سعادت می کردم اما افسوس که مقدار آن لحظه های مطلوب را ندانستم. یکی از کارمندان مطلوب شرکت بودم اما به سبب اینکه هیچ وقت در خوشگذرانی ومیهمانی های همکارانم شرکت نمی کردم همیشه مورد تمسخر همه بودم و این مبحث حسابی اذیتم می کرد. آ آنان هفته ای یک بار پارتی می گرفتند و تا هفته بعد درمورد آن سخن می زدند. گاهی وقت ها نیز برای اینکه مرا حساس کنند هنگامی وارد اتاق می گردیدم می بیان کردند: «بچه مثبت آمد، به کارتان برسید و….»

تا اینکه یک روز به اصرار همکارم تصمیم گرفتم برای خلاصی از سخن ها و متلک پراکنی آنان، به یکی از ضیافت ها بروم. همسرم هرگز به اقدامات من اعتراض نمی کرد اما برای اینکه حساسیتی برایش ایجاد نشود به او بیان کردم ضیافت کاری هست و همکاران هم حضوردارند. مرد آهی کشید و زیر لب چیزی عنوان کرد و دنبال کرد: «کاش آن شب شوم پایم می شکست و به آن ضیافت لعنتی نمی رفتم….

از هنگامی وارد ضیافت گردیدم به شدت عذاب وجدان داشتم. من هرگز ضیافت مختلط نرفته بودم و آن فضا برایم غریبه بود و به شدت معذبم کرده بود. اهتمام می کردم با تلفن همراهم سرگرم شوم و به فردی نگاه نکنم اما همکارانم دائم شیطنت می کردند.

آ خودش را «شراره» ارائه کرد و لیوان نوشیدنی را به طرف من گرفت. … « «شراره» هنگامی فهمید کارگزار بیمه هستم به دستاویز انجام کاری شماره ام را گرفت و از من خواست شماره اش را ذخیره کنم.

آ آن شب تمام گردید اما ارتباط من و «شراره» جدید آغاز شده بود. آ آنقدر بی تابش بودم که گاهی روزی ۱۰ بار با او ارتباط می گرفتم و به دستاویز ای برای ملاقاتش می رفتم. ماه ها به این منوال گذشت تا اینکه روزی به خودم رسیدم که مسکن و ماشینم را به اسم «شراره» کرده بودم و کنار او شیشه می کشیدم. هنگامی همه از اعتیادم باخبر گردیدند، از کار اخراجم کردند و «شراره» که دید دیگر آهی در بساط ندارم مرا رها کرد و رفت. مبحث هنگامی بدتر گردید که همسرم علاوه بر اعتیادم از ارتباط من و «شراره» باخبر گردید و با پسرم به منزل مادرش رفت. »

 مهارت «نه گفتن» را بیاموزیم
من اشتباه کردم اما اکنون پشیمانم و منحصرا می خواهم همسرم مرا ببخشد و برگردد. .. اگر با دید لطمه شناسانه به مبحث ببینیم، بی ثباتی در ساختارهای شخصیتی، نداشتن تخصص نه گفتن، ناتوانی در محکم گفت وگو کردن، تنوع طلبی شخصیتی و. »

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد