امروز

جمعه, ۴ خرداد , ۱۳۹۷

  ساعت

۰۴:۰۹ قبل از ظهر

سایز متن   /

با این که  ۶۴ سال از آخرین فوران کوه «ایجن» (Mount Ijen) می گذرد، اما به نظر می رسد فعالیت این آتشفشان همچنان ادامه داشته باشد. با توجه به این که هنوز هم اکتشاف معدن در این کوه انجام می گیرد، کار در چنین شرایطی بسیار سخت و طاقت فرسا خواهد بود. کارگران فعالیت خود را مدت کوتاهی بعد از نیمه شب با پیاده روی طولانی به سمت بالای کوه آغاز می کنند.

محیط این آتشفشان تاریک است، زیرا ابرهای ضخیم ناشی از دود غلیظ همه جا را می پوشانند. همچنین دود ناشی از فعالیت های آتشفشانی، سینوس کارگران را دچار مشکل می کند.

با عبور از شاخ و برگ ها، صخره های خشک نمایان می گردد و دید هم حتی با وجود نور چراغ قوه، به کمتر از ۱ متر کاهش می یابد. توریست ها و معدن چیان با استفاده از نور کلاه ایمنی خود، کار صعود را به سختی و با نفس تنگی انجام می دهند. در لبه دهانه آتشفشان که ۲۶۰۰ متر از سطح دریا فاصله دارد، غلظت مه بسیار شدید می شود. تنها یک ماسک تنفس بسیار خوب می تواند از چشم ها و شش ها در برابر گازهای سمی محافظت کند.

یک گردشگر تایلندی که در معرض این گازها قرار گرفته بود، به حمله ای عصبی دچار گشت. او سرفه می کرد و به همراهان خود التماس می نمود تا آتشفشان را ترک کنند.

ورود به عمق وحشت

ورود به دهانه آتشفشان با عبور از مسیری صخره ای و متراکم، کاری بسیار خظرناک و دیوانه وار به نظر می رسد. بعد از طی نیمی از مسیر، برای نخستین بار شعله آتشفشان رویت شد که درون مه و دود غلیظ نمایان بود. زبانه های آتش با برخورد به دیواره کوه، همانند آبشاری معکوس عمل نموده و گازهای سمی را شب هنگام وارد هوا می کنند. دما در این شرایط حتی به ۴۰۰ درجه سلسیوس هم می رسد.

با وجود سمی بودن هوا ، انفجارهای کُبالت جادویی به نظر می رسند. «پیتر کلی» ژئو شیمیدان همراه گروه می گوید که این گونه واکنش ها بسیار کم یاب هستند. وی در مصاحبه با شبکه «سی ان ان» بیان نموده: “کوه ایجن به خاطر شرابط خاصی که دارد و همچنین رخ دادن چنین واکنش هایی، بسیار حائز اهمیت است.”

در پایین دهانه کوه، شرایط از این هم عجیب تر می شود. این جا ده ها مرد اندونزیایی در تاریکی مشغول به کار هستند و تلاش می کنند تا با استفاده ار میله های آهنی بلند، پوسته زرد رنگ دهانه را بشکافند. آن ها به برداشت گوگرد مشغول هستند. این تکه های گچی معدنی، اطراف خروجی آتشفشان تشکیل می شوند. ابرهای خاکستری و دود زرد رنگ با شدت از آن جا خارج می شود.

درست در محل کار کارگران دریاچه ای زیبا نیز وجود دارد که از دید آن ها پنهان مانده.

سطح این دریاچه آبی رنگ، به طور کامل با مه و دود پوشیده شده. آب این دریاچه گرم بوده و تقریبا ۲۰۰ متر عمق دارد. همچنین به خاطر داشته باشید که این دریاچه به خاطر ورود گازهای آتشفشانی و دی اکسید گوگرد به آب، شدیدا اسیدی است. هنگامی که شخصی دستش را وارد رگه های آب نمود، انگشتانش به علت شکاف های دیده نشده آسیب دیدند.

برخی مواقع، باد جهت دود را عوض نموده و به همین علت، معدنچیان در معرض ابرهای داغ و گازهای آتشفشانی قرار می گیرند. آنها با وجود سرفه و احساس خفگی، مجبورند با این شرایط مبارزه کنند.

یکی از کارگران که در حال خفگی بود، درخواست ماسک اکسیژن می کرد.

همانند دیگر معدنچیان، این مرد هم دهان خود را با پارچه ای نازک پوشانده بود و نمی توانست در برابر گازهای سمی مقاومت نماید.

این کارگر که نام آن «میستاری» (Mistari) است، سال ها به عنوان معدنچی در آتشفشان مشغول به کار بوده. وی و دیگر کارگران معدن، تکه سنگ های گوگردی را جدا نموده و آن ها را به وسیله دو سبد که با یک چوب به یکدیگر متصل هستند، حمل می کنند.

تمام کارگران به دقت حواس خود را جمع نموده تا تعادل میان دو سبد برقرار گردد. این نکته اهمیت زیادی دارد، زیرا معدنچیان بارها را در مسیر خطرناکی که به دهانه آتشفشان ختم می شود حمل می کنند و عدم رعایت این نکته می تواند حوادث ناگواری به وجود آورد.

دوست ندارم شرایط کاری پسرم همانند من باشد

آقای میساری زیر بار سنگ ها به نفس نفس افتاده. کار زیاد در طول سال های متمادی باعث شده شیاری عمیق بر روی شانه های وی به وجود بیاید. او ۸۰ کیلوگرم بار را بر روی شانه هایش گذاشته، معادل وزن یک انسان.

او می گوید: “دود چشم مرا می سوزاند، اما این سوزش ارتباطی به سم ندارد. من سال ها در این کار بوده ام، بنابراین این مسئله چندان مرا آزار نمی دهد.”

آقای میساری ۴۲ سال دارد. صعود او به بالای آتشفشان تقریبا نیم ساعت زمان می برد. وی مجبور است روزی دو بار چنین مسیری را طی کند. او در ادامه اضافه می کند: “من هیچ وقت دردی احساس نمی کنم. تنها زانوهایم کمی آسیب دیده اند. شرکتی که او برایش کار می کند، به ازای هر کیلوگرم گوگرد، ۸ سنت  پرداخت می نماید. درآمد آقای میساری در روز، تقریبا ۱۲ دلار برآورد می شود.

برخی از کارگر ها نیز سنگ ها را درون چرخ دستی قرار داده و با استفاده از آن، گوگرد را به پایین کوه منتقل می کنند.

یکی از کارگران به نام «اوسن» (Osen) در این رابطه می گوید: “من توانایی خرید چرخ دستی را ندارم، بنابراین مجبورم خودم بار ها را حمل کنم. من بار را بر وی شانه های خود قرار می دهم.” وی در ایستگاه اندازه گیری وزن توقف نموده و سپس بار خود را درون سبد ها قرار می دهد. آقای اوسن ۹۵ کیلوگرم سنگ را تقریبا ۴ کیلومتر با خود حمل می نماید.

با این که کار در معدن یکی از کارهایی است که آسیب زیادی به بدن وارد می نماید، اما معدنچیان اصرار دارند که از این راه پول خوبی در می آورند. شغل دوم برخی از کارگران کشاورزی است که در مقایسه با این کار، درآمد بسیار کمتری دارد.

با این حال، آقای میساری ترجیح می دهد پسرش وارد چنین کاری نشود و در این رابطه می گوید: “دلم نمی خواهد پسرم همانند من به این شغل وارد شود.”

تا به حال چیزی شبیه به این را نشنیده ایم

«کَندی ناگریمبی» (Candi Ngrimbi) یکی از مدیران اجرایی شرکت امتشاف معدن «PT» می گوید که معدنچیان هر روز ۱۳ تن گوگرد را از آتشفشان «ایجن» خارج می کنند. «بودیو پراویتو» (Budio Prawito) یکی دیگر از مدیران در رابطه با کارگران بیان نموده: “ما ماسک های کاغذی در اختیار معدنچیان قرار می دهیم، اما به ندرت مورد استفاده قرار می گیرند. آن ها ترجیح می دهند از حوله یا لباس برای پوشاندن صورت خود استفاده کنند.”

این شرکت اکتشاف معدن، ۱۰۷ نفر از کارگران تمام وقت خود را تحت پوشش بیمه درمانی قرار داده. همچنین به نظر می رسد ورود به این شغل کار چندان سختی نباشد. آقای پراویتو در ادامه صحبت های خود بیان نموده: “ورود به این شغل کار سختی نیست. قدرتمند بودن، آمادگی بدنی، جوانی و سلامتی اهمیت زیادی برای ما دارد.”

«تِری گوردون» (Terry Gordon) استاد علوم دارویی زیستی در دانشکده داروسازی دانشگاه نیویورک اعتقاد دارد که تاکنون هیچ فردی اثرات طولانی مدت گازهای آتشفشانی مانند دی اکسید گوگرد و سولفید هیدروژن بر روی بدن را بررسی ننموده. در واقع معدنچیان به نوعی وسیله آزمایشگاهی هستند.

تنگی نفس و آسم از جمله عوارض کوتاه مدت این گاز ها بر روی بدن محسوب می شوند.

آقای گوردون می گوید که معدنچیان با این شرایط وخیم کنار آمده اند، اما به هر حال کار در آتشفشان می تواند به آن ها آسیب بزند. وی در ادامه اضافه می کند: “به هر حال آن ها هم انسان هستند. چنین محیط کاری خطرناکی تقریبا هیچ جای دیگر وجود ندارد.”

کارخانه ای در جنگل

در پایان، سنگ های گوگرد به کارخانه ای که درون جنگل های گرمسیری قرار گرفته منتقل می شوند. کارگران با استفاده از کوره هایی که حرارت خود را از سوزاندن چوب درختان به دست می آورند، سنگ های گوگرد را به مایع تبدیل می کنند. سولفور مذاب به یک انبار چوبی منتقل شده و با عبور از فیلتر های مختلف، پالایش می گردد.

یکی از کارگران، بشکه های بزرگ سولفور مایع را بر روی یک سطح بزرگ خالی می کند. سپس سولفور شکل پوسته مانند (جامد) به خود گرفته و بعد از تقسیم شدن به تکه های کوچک، درون کیسه ها قرار داده می شود.

سولفور آتشفشانی معمولا برای خالص سازی شکر مورد استفاده قرار می گیرد. ساخت مواد منفجره، تقویت پوست و تهیه صابون از دیگر کاربرد های این ماده معدنی هستند.

کارگران کارخانه نصف حقوق معدنچیان آتشفشان را دریافت می کنند.

یکی از کارگران که چند سال از بازنشستگی اش می گذرد در این رابطه بیان نموده: “دیگر توان کافی برای کار در معدن را نداشتم. اما مشکل چندانی برای سلامتی من طی این سال ها به وجود نیامده. تنها یک سرفه معمولی.” با وجود این که ۴ سال از بازنشستگی وی می گذرد، هنوز نشانه های حمل بار سنگین بر روی شانه هایش دیده می شود.

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد