۲۸ بهمن در گذر تاریخ: آیت الله هاشمی

۲۸ بهمن در گذر تاریخ: آیت الله هاشمی


(خلاصه خاطرات آیت الله هاشمی رفسنجانی در 28 بهمن )

💠سال ۱۳۶۰:
آقای غرضی تلفن کرد و درباره امکان فروش پنج میلیون تن نفت به کره‏ شمالی صحبت شد. قرارشد سفیر را بپذیرد.
جلسه علنی داشتیم. پیش از دستور، درباره شهادت آقای بشارت‏ صحبت کردم‏ و تکیه کردم روی اینکه، این گونه جنایات زمینه روحی تصفیه‏ کامل ضد انقلاب را فراهم‏ می‏کند و مجلس را عمیقاً با مردم منسجم می‏نماید.
گروهی از فرمانداران  و مسئولان نهادهای انقلاب، همراه استاندار خوزستان آمدند. از وضع خود راضی بودند و مشکلی نداشتند و از موفقیت در عمران منطقه می‏گفتند و آمادگی‏ برای بازسازی بعد از جنگ. سپس با گروهی از نهضت های اسلامی چند کشور، ملاقات کردم که‏ اظهار وفاداری به جمهوری‏ اسلامی داشتند و چند سئوالشان  را جواب دادم؛ منجمله درباره علت همکاری با دولت سوریه، گفتم این همکاری به خاطر نقش آن در مقابل اسرائیل‏ و مواضع انقلابی سوریه است.
احمد آقا و صادق طباطبائی و محسن رفیق دوست آمدند. درباره‏ خریدهای اسلحه بحث داشتیم. صادق دفاع کرد. وضع بدی پیش آمده.

💠سال ۱۳۶۱:
به مجلس رفتم. طرح شوراهای اسلامی عمده وقت مجلس را گرفت و درگیری شدید بود؛ در حد بحث.
با آقای پرورش هم ملاقاتی داشتیم. سعایتی از ایشان خدمت امام شده که هنگام ابلاغ نظر امام درباره استاندار اصفهان در هیأت دولت ایشان گفته‌اند: “اگر این دستور از پایگاه ظلمت باشد، خوب نیست و اگر از پایگاه نور باشد باید اطاعت کنیم”. آقای پرورش اینگونه اظهار را منکر است.
با رئیس جمهور در دفتر من جلسه خصوصی طولانی داشتیم. درباره نیروهای زمینی، دریائی، هوائی، دفتر مشاورت ارتش، جنگ، انجمن حجتیه، دولت و مجلس و…مذاکراتی به عمل آورده و تصمیمات مفیدی اتخاذ کردیم.

💠سال ۱۳۶۲:
بیشتر وقتم صرف خواندن سناریوی فیلم حاج شیخ فضل‏ الله نوری شد.برای مشورت از من خواسته‏‌اند که بخوانم. اصل مشروطه را زیر سئوال برده و ریشه کار را انگلیسی دانسته. ممکن است از این جهت مضر باشد. اشکالات دیگری هم دارد.
تلفنی از رئیس جمهور، وضع جبهه‏‌ها را پرسیدم. گفتند که نیروی هوایی، عراق را زده است. باید به طور محدود به همان زدن شهر بصره با توپ اکتفا کرد که باعث تحریک بیشتر عراق و موّجه شدن کارهای این قبیل او نشود.
احمد آقا آمد درباره جنگ صحبت کردیم و پیشنهاد می‏کرد، حالا که عراقی‌ها اعلان کرده‏‌اند، یک هفته شهرهای ما را نمی‏زنند، خوب است ما هم نزنیم.
آقای شیخ‏ الاسلام از وزارت خارجه تلفن کرد و اطلاع داد که در جنوب لبنان، شیخ راغب حرب را ترور و شهید کرده‏‌اند. خیلی متاثر شدیم؛ امام جمعه مبارز و غیوری بود.
از نخست وزیری اطلاع دادند که از کویت اطلاع می‏رسد، اردوگاه‏‌هایی برای آوارگان بصره در اثر گلوله باران ما درست کرده‏‌اند.
آیت‏ الله خامنه‏‌ای هم تلفن کردند و قرار شد فردا صبح برای بررسی مسائل جنگ به خانه ما بیایند. اخبار جنگ را گوش دادم. امروز هم در چنگوله پیشرفت‌هایی داشته‏‌ایم.

💠سال ۱۳۶۳:
آقای روحانی آمد. درباره عملیات آینده مذاکره کردیم و نظراتم را گفتم که برای قرارگاه ببرد.
تلفنی، با رئیس جمهور، درباره خرید هواپیماهای اف – ۴ صحبت کردیم. با نخست‏ وزیر هم، درباره اولویت دادن به کارکنان کارخانه‏‌ها در فروش کارخانه‏‌های دولتی و تأمین کسری‏‌های بودجه سال گذشته مذاکره شد.
شب، برای دیدن آقای ربانی املشی به منزلشان رفتم.حالشان خوب نیست.

💠سال ۱۳۶۴:
خدمت امام چهار فرض در مورد ختم جنگ مطرح کردم.

به زیارت امام رفتم. گزارش پیروزی‌های عملیات والفجر ۸ را دادم و در مورد آینده جنگ چهار فرض و چهار راه مطرح کردم. ۱- ادامه جنگ تا سقوط حزب بعث عراق و تشکیل حکومت مردمی ۲- پذیرش سقوط صدام با حفظ بعث و گرفتن خسارات ۳-پذیرش سقوط صدام با آمدن حکومت غیر بعثی با خسارات ۴- پذیرش خسارت با حفظ صدام که در این فرض هم احتمالاً به سقوط صدام خواهد انجامید. امام فرض چهارم را قبول نداشتند و فرمودند روی سه فرض دیگر بحث و مذاکره کنیم.
آقای روحانی اطلاع داد که مجهز کردن بمب‌ها شروع شده. در جبهه امروز پاتک دشمن و حمله هوایی دو طرف بوده. پاتک‌ها دفع شده و هفت هواپیمای دشمن سرنگون شده.
گروهی از رؤسای کاروان‏‌های حج در خصوص لغو امتیاز روحانیان و کاروان‏دارهای شصت سال به بالا شکایت کردند.
شب رؤسای سه قوه مهمان من بودند. گزارش وضع جنگ را دادم و درباره آینده جنگ مذاکره کردیم. روی همان فرض‌های مطرح شده خدمت امام، به نتیجه قطعی نرسیدیم. بیشتر نظرها روی دو فرض وسط دور می‏زد.