پایگاه خبری نمانامه: نسیم باقریان متولد ۱۳۷۰ در تهران، فارغ التحصیل رشته مترجمی زبان انگلیسی که نخستین تجربه بازیگری را در مجموعه بچه مهندس ۳ و در یکی از نقش های اصلی تجربه نمود، توانست به خوبی مورد توجه مخاطبین قرار بگیرد و توانایی خود را در این عرصه به معرض قضاوت عموم قرار دهد. با این بازیگر گفت و گویی داشته ایم که شما را به آن دعوت می کنم.

نخستین سوال خود را از کودکی و نوجوانی شما شروع کنیم. در رویای کودکی و نوجوانی شما چه گذشت. آن زمان چه تصمیمی برای آینده خود داشتید؟

من از همان اوایل علاقه زیادی به بازیگری داشتم. اما هیچ وقت به صورت جدی آن را دنبال نکردم. در یک مقطعی زندگی من دچار تغییر و تحولاتی شد و من مجبور شدم شغلی مرتبط با رشته تحصیلم که زبان انگلیسی بود انتخاب کنم. ولی این علاقه همیشه در من می جوشید تا اینکه موفق شدم در این مجموعه، نقش الناز را بازی کنم.

سوالم را بهتر مطرح کنم. انگیزه و علاقه به بازیگری از چه زمانی بیشتر در شما شکل جدی گرفت؟

اگر به شما بگویم از کودکی، دروغ نگفته ام. فکر می کنم حدود شش یا هفت سال سن داشتم، علاقه خیلی شدیدی به بازیگری داشتم. فیلمهای سینمایی را نگاه می کردم. سریال های تلویزیونی را کنار خانواده دنبال می کردم و همیشه دوست داشتم وقتی که بزرگ شدم وارد عرصه بازیگری شوم. تجربه کردن شخصیت های مختلف، زندگی های مختلف، اخلاق ها، قرار گرفتن در موقعیت های متفاوت این انگیزه را در من بیشتر می کرد و می دانید که بازیگری یک علاقه خاص است. جدا از بحث تئوری و آکادمیک، عشقی هم درون انسان شکل می گیرد و من این علاقه را زیاد درونم خودم حس می کردم و مستعد هم بودم، تا اینکه موقعیت آن در این مجموعه به وجود آمد.

برای پرورش دادن این استعداد و علاقه ذاتی چه کردید؟

من چون شاغل بودم و زمان زیادی برای رفتن به کلاسهای بازیگری نداشتم بیشترین اوقات فراغتم را دیدن فیلمهای مفید یا خواندن کتاب داستانها، داستانهایی که شخصیت های خیلی خاص و متفاوتی داشتند وقتم را می گذراندم و همیشه وقتی به فیلمهای ایرانی یا هالیووی نگاه می کنم. قدیمی، جدید هیچ فرقی نمی کند در سبکهای مختلف خیلی دقت می کردم. به آن کاراکتر، به نوع بازی، دیالوگ هایی که داشتند، جزئیات فیلم را دقیق بررسی می کردم و رمان ها یا کتاب هایی هم که می خواندم خودم را جای آن شخصیت می گذاشتم. و سعی می کردم که مواردی را با خودم تکرار کنم و تمرین کنم تا روزی که قرار است جلوی دوربین قرار بگیرم، آن آمادگی را داشته باشم. اما کافی نبود و به عقیده من یادگیری هیچ وقت کافی نیست. آدمیزاد هر چه قدر هم یاد بگیرد کم است. اما به هر حال به اندازه ای که بتوانم در یک سریال بازی کنم، تلاش خودم را در این زمینه انجام دادم.

محیط خانواده یا ارتباط با دوستان و آشنایانی که به سینما علاقه داشتند تاثیری در انگیزه شما به بازیگری داشت یا خیر؟

محیط خانواده که نه. من خانواده ای دارم که شاید هیچ کدام فعالیتی در زمینه هنر نداشته باشند. ولی پدر و مادرم همیشه از نظریات من یا دو برادرم استقبال می کنند. برادرهایم همیشه حامی خوبی برای من بوده اند. همیشه وقتی راجع به یک مسئله ای با آنها مشورت می کنم خیلی خوب من را راهنمایی می کنند. و از همه مهمتر به من انگیزه می دهند. اما در زمان دانشگاه، من به دلیل اینکه دانشگاه علمی کاربردی درس خواندم، واحدی که در آن تحصیل می کردم فرهنگ و هنر بود. دوستان و هم دانشگاهیان زیادی داشتم که در زمینه تئاتر و سینما فعالیت داشتند. و همان دوستان هم به من خیلی کمک می کردند و راهنمایی می کردند و انگیزه می دادند.

شما تا قبل از مجموعه بچه مهندس ۳ تجربه ای در زمینه بازیگری داشتید؟

خیر. بچه مهندس ۳ اولین تجربه بازیگری من بود.

از چه طریقی با این مجموعه آشنا شدید؟

از طریق فراخوانی که در سایت ها و فضای مجازی داده بودند برای تست حضور پیدا کردم.

شخصیت الناز مافی را چطور ارزیابی کردید؟ با توجه به اینکه یک شخصیت منفی داشت.

از دید من الناز مافی یک کاراکتری است که ما امروزه در اجتماع با چنین شخصیت هایی زیاد مواجه می شویم. خودم بارها شخصیت الناز را نقد و تحلیل کرده ام. یک دختر خیلی پر ادعا که به پشتوانه ثروت و موقعیت شغلی پدرش یک اعتماد به نفس کاذب دارد. و فکر می کند آدمها را می تواند با پول بخرد و به دلیل آن تنهایی که در درونش احساس می کند و از آن زجر می کشد سعی می کند آدمها را دور خودش جمع کند تا از این تنهایی در آید. اما به خاطر تکبر و غروری بیجایی که دارد، رفتار صحیح با اطرافیان خود را بلد نیست. او سعی می کند انسانها را تحقیر کند و یکجورهایی آنها را برده خودش می پندارد. حتی بخواهم خیلی صادقانه بگویم گاهی دلم برای الناز مافی می سوخت. که چه قدر این آدم از درون تنهاست. من به شخصه در زندگی شخصی خودم افرادی را دیده ام الناز مافی بوده اند. یعنی من الناز مافی های زیادی در زندگیم دیده ام از اینکه نمی توانند ارتباط خوبی در اجتماع با دیگران داشته باشند و دیگران را با دوستی یا محبت جذب خودشان بکنند، روی زندگی انسانها یک قیمت مادی می گذارند. و این برای من واقعا ناراحت کننده بود. و حتی زمانی که فیلمنامه را می خواندم، هم از دست او کلاقه شدم و هم دلم برای او می سوخت.

به نظر شما پذیرفتن چنین نقشی با این ویژگی ها چه تاثیر می تواند در آینده هنری شما داشته باشد؟

تا به حال که چند قسمت از سریال گذشته است، بازخورردهای خوب و بدی داشته است. البته بد که نمی شود گفت  اما پیام هایی که من دریافت می کردم، کامنت هایی که از دوستان عزیزی داشتم که هر شب به تماشای سریال می نشستند، همه من را مورد انتقاد قرار می دادند. حتی می توانم بگویم روزهای اول با حجم عظیمی از انتقادهای تند مواجه شدم. اما مسئله مهمی که در این فاصله افتاد این بود که دوستانم می گفتند تو؛ «نسیم باقریان» تو هنر پیشه خیلی خوبی هستی ( البته به من لطف داشتند) که توانستی این قدر یک نقش منفی را خوب بازی کنی که ما باورت کنیم. و از دست الناز مافی حرص بخوریم. این برای من حس خوبی بود که توانسته ام روی ذهن و احساس بیننده ام تاثیر گذار باشم و صادقانه بگویم که خیلی علاقه دارم که باز هم نقش های منفی را ایفا کنم.

شخصیت نسیم باقریان واقعی با الناز مافی چه قدر شبیه یا از هم دور بودند؟

ما انسانها یک مقدار خودشیفتگی داریم و گاهی متکبر می شویم. ولی شخصیت الناز مافی شبیه شخصیت واقعی خودم نیست. چون من هیچ وقت نمی توانم این قدر راحت به انسانها توهین کنم یا کسی را آزار دهم. و به آدمها یک دید ابزاری داشته باشم. الناز مافی خیلی از شخصیت واقعی خودم دور هست.

عوامل این مجموعه براساس چه معیاری شما را انتخاب کردند؟

خوب من تست دادم. دیالوگ ها را تمرین کردم و وقتی که اجرا کردم آقای غفاری پذیرفتند و استقبال کردند و گفتند می توانید نقش الناز را ایفا کنید. البته یک مقداری زمان برد. من خیلی تمرین کردم تا توانستم الناز مافی را در درونم حل کنم. و حتی شخصیت من تا حدودی عوض شد. یعنی این قدر غرق در این نقش بودم که یک موقع هایی خودم احساس می کردم الناز مافی شده ام و نسیم باقریان نیستم. گاهی اوقات مجبور می شدم تلنگری به خودم بزنم و شخصیت درونی ام را کنترل کنم!

نظر همکاران و دیگر بازیگران در مورد نقش شما چه بود؟

همه استقبال کردند. خیلی به من روحیه می دادند. گروه بچه مهندس خیلی گروه خوبی بود. یک گروه متحد بود که همه به هم کمک می کردیم. به هم روحیه می دادند. ما روزهای زیادی را کنار هم گذراندیم. سختی خودش را داشت. تک تک دوستان به من کمک می کردند. چون بار اول و تجربه اولم بود، گاهی ادامه دادن برایم کمی سخت می شد. اما دوستان حمایتم می کردند.

آینده خود را در سینما یا تلویزیون چطور می بینید؟

من اساسا انسان خوش بینی هستم. و وقتی که خداوند من را در این مسیر قرار داده، پس قطعا قرار است اتفاقات خیلی خوبی برای من بیفتد و همیشه حمایتم خواهد کرد و به این اعتقاد دارم که هر چیزی که خداوند بخواهد اتفاق می افتد. البته ناگفته نماند که بستگی به تلاش و کوشش خود انسان هم دارد. اما همه چیز در وهله اول دست خداست. و هر چیزی که او بخواهد. در کل به آینده خوش بین هستم