چگونه نویسنده شویم؟

چگونه نویسنده شویم؟

گفت و گو با پرفسور سید حسن ادیب، شاعر، فیلسوف و حقوقدان ایرانی در آستانه برگزاری جشنواره قصه نویسی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

وی نویسنده هفتاد عنوان کتاب و بیش از هزار مقاله علمی است که 250 مقدمه بر کتابهای مختلف نگاشته است. از این رو گفت و گوئی با ایشان داشته ایم که شما را به به خواندن آن دعوت می کنیم.

جناب پرفسور امین فکر می کنید فرق ذهن نویسندگان با مردم عادی در چیست که به آنان امکان قصه پردازی می دهد و آیا اصلاً به این تفاوت قائل هستید؟

این موضوع در حقیقت  بر می گردد به اینکه آیا نویسندگان متون آفرینشی یعنی داستان نویس و شاعر،  زاده می شوند یا ساخته می شوند؟ وراثت موثرتر است یا تحصیل و تربیت. به عقیده من بینابین است. هر دو موثر اند. در عین حال اگر کسی استعداد و ذوق فطری نداشته باشد ، صدسال هم که برای آموزش داستان نویسی پیش بهترین آموزشگران دوره ببیند، کارش گیرایی و جاذبه نخواهد داشت. البته اضافه می‌کنم که کسی هم که بیشترین استعداد را دارد، اگر تربیت نشود هرز می رود. ذهن نویسنده متوجه حالات و حس و حالی می شود که ذهن عادی  فقط بعد از خواندن داستان متوجه آن می شود.  شخص عادی مو می بیند و نویسنده پیچش مو!

تکنولوژی و اپلیکیشنهای موبایلی کتاب ها را تا حدودی به محاق برده اند، اما قصه گویی در قالب های قدرتمندتری مثل سینما و تلویزیون امکان زیست و تداوم پیدا کرده اند. فکر می کنید چرا علاقه بشر به قصه گویی و افسانه پردازی هیچ وقت کمرنگ نمی شود و مرزهای خیالبافی مشخص نیستند؟

البته فیلمنامه و نمایشنامه بخش مهمی از ادبیات داستانی است.  خیلی داستان ها هم که در اصل برای سینما و تئاتر نوشته نشده، برای سینما و تئاتر بازنویسی و باز آفرینی می شوند. به علاوه داستان ها به همان صورتی که در کتاب ها نوشته شده اند آنلاین قرائت می شوند. پس در حقیقت ابزار بازپخش از کاغذ به ابزارهای مدرن عوض شده است. درست مثل این که مردم دیگر از اسکناس برای خرید و فروش خیلی کم استفاده می کنند و به عوض از کارت اعتباری یا از اینترنت استفاده می‌کنند، اما به معنی بی اعتبار شدن پول نیست. دلیل ادامه حیات داستان در عصر سهولت دسترسی به تکنولوژی و اپلیکیشن های موبایلی جاذبه تخیل و رویاپردازی برای انسان هاست. خیال منفصل همین است. انسان دوست دارد به جای واقعیت های عادی و روزمره تخیل خودش را به کار بگیرد. ابن عربی از تخیل خلاق سخن می گوید. ولی خیال متصل می تواند خطرناک باشد و مثل بعضی موارد نبوغ را به مرز جنون یا دست کم توهم برساند.

توصیه شما برای تقویت قوه تخیل و قصه پردازی به علاقه مندان قصه گویی چیست؟

بهترین توصیه ای که به ذهنم  می رسد، این است که بگویم. ره چنان رو که رهروان رفتند. داستان های نویسندگان بزرگ را بخوانید و فیلم و نمایش زیاد ببینید تا قوه تخیل در شما تقویت شود‌.

کانون پرورش فکری با برگزاری جشنواره قصه گویی چقدر می تواند به پرورش خلاقیت افراد و آموزش تکنیکهای داستانگویی و روایتگری کمک کند؟

خیلی زیاد. برگزاری جشنواره قصه گویی برای کودکان و نوجوانان بسیار کارساز است. اگر دارنده بیشترین و برترین استعداد به موقع کشف نشود، آن استعداد از قوه به فعل در نمی آید. همان طور که گفتم، آموختن تکنیک ها و شگردهای قصه گویی و روایتگری استعداد خفته و احیانا کشف نشده را بیدار می کند و جهت می دهد. خود کودک و نوجوان تا تجربه نکند و فرصت پیدا نکند، قدر استعدادش را نمی شناسد. البته لازم نیست که همه شرکت کنندگان بعد نویسنده حرفه ای تمام وقت شوند. به هر اندازه ای که استعدادشان شکوفا شود برایشان مفید است.

فکر می کنید برگزاری چنین جشنواره هایی چقدر می تواند به افزایش سطح مطالعه در کشور کمک کند؟

همه ما می دانیم که سطح مطالعه در ایران در مقایسه با کشورهای دیگر پایین است. من اطمینان دارم که قصه گویی و روایت گری بین کودکان و نوجوانان و شرکت دادن آنها در این قبیل جشنواره ها به افزایش سطح مطالعه کمک می کند‌.