پایگاه خبری نمانامه:  داردن‌ها ساختن فیلم‌های داستانی و مستندشان را از اواخر دهه ۱۹۷۰ آغاز کردند، اما برای نخستین بار در میانه دهه ۱۹۹۰ با فیلم «قول» در عرصه جهانی مطرح شدند، این فیلم در بخش دو هفته کارگردانان جشنواره فیلم کن نظر منتقدان را به خود جلب کرد. اما آنها اولین جایزه مهم بین‌المللی خود را هنگامی به دست آوردند که فیلم رزتا در جشنواره فیلم کن ۱۹۹۹، برنده نخل طلا شد. رزتا جایزه بهترین بازیگر زن آن جشنواره را نیز برای امیلی دوکن به ارمغان آورد. همه آثار داردن‌ها از زمانی که در جشنواره کن حضور داشته‌اند، در بخش رقابتی به نمایش درآمده‌اند و در هر دوره برنده یکی از جوایز اصلی آن شده‌اند.
در سال ۲۰۰۲، بازیگر فیلم «پسر» (Le Fils) برنده جایزه بهترین بازیگر مرد کن شد و در سال ۲۰۰۵ دومین نخل طلای کن را برای فیلمبچه به دست آوردند. سکوت لورنا دیگر ساخته آنها برنده جایزه بهترین فیلم‌نامه در ۶۱امین جشنواره فیلم کن در سال ۲۰۰۸ شد.
آخرین فیلم آنها، پسری با دوچرخه در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۱ جایزه اصلی را دریافت کرد. ژان پیر به عنوان رئیس هیئت داوران بخش‌های سینه‌فونداسیون و فیلم‌های کوتاه جشنواره فیلم کن ۲۰۱۲ معرفی شد

سینمای اروپا دارای ویژگی هایی است که آن را از منظر وجودی و زیبایی شناسانه از سینمای هالیوود جدا میکند. برخی از این ویژگی ها در سینمای فرانسه وجه شاخص تری دارند و بیراه نیست اگر بگوییم سینمای برادران داردن متاثر از سینمای فرانسه است. آنها مخمصه های اخلاقی انسان را در بستری از نمایش ملال و رخوت به تماشا می گذارند. تجربه تماشای فیلم های آنها تجربه کوتاه همزیستی با کاراکترهایی تنها و بی پناه در دنیایی سرد و ملال انگیز است. این ملال از چند سو دنیای فیلم های داردن ها را در بر می گیرد. استراتژی اساسی فیلمهای داردن ها پرهیز موکدشان از جذابیت بخشیدن متعارف به روایت است. این تاکید خوددارانه از شخصیت پردازی تا میزانسن را در بر می گیرد. آنها با گزینش شخصیت هایی حاشیه ای و ناقهرمان  و در عین حال با پرداختی غیر سمپاتیک برای آنها ریسک بزرگی را به جان می خرند. این دقیقا بر خلاف شیوه کارشده و جواب پس داده سینمای هالیوود است که انسانهای حاشیه ای اجتماع را با پرداختی کاریزماتیک و جذاب در مرکز روایت قرار می دهد تا به کنشهایی قهرمانانه دست بزنند. شخصیت های فیلم های این دو برادر، همان اندازه که تهی دست و فراموش شده و ترحم برانگیزند قابلیت کشیده شدن به سمت و سوی هر کنش غیر متعارف و به اصطلاح «غیر اخلاقی» را دارند و نمونه های ملموسی از شخصیت های آسیب پذیر و شکننده ای هستند که در رویارویی با آنها همدلی و واهمه ای توامان را تجربه می کنیم. واهمه ای از غیر قابل پیش بینی بودن که برآمده از باورهای له شده یک انسان ته کشیده است . در مواجهه با چنین کاراکتر هایی در پارادوکسی اخلاقی گرفتار می شویم؛ از یک سو با نگاهی فاصله گیرانه و اخلاق زده به تماشای پرسه آنها در پلشتی می نشینیم و از سوی دیگر گاه از تماشای رنج و تنهایی ناگزیرشان به درد می آییم. برادران داردن مدام  ما را با پیچیدگی ها و غیر مترقبگی های یک انسان فرودست روبرو می کنند و در این رفت و برگشت های داستان ، میان تایید و انکار حس درونی مان نسبت به این آدمها سرگردان می مانیم.