به قلم: جبار آذین (منتقد و مدرس سینما)

پایگاه خبری نمانامه: قبل از انقلاب، زمان انقلاب و پس از انقلاب، به دلیل مبارزات گروهی، ملی و مردمی با رژیم پهلوی، هزاران واژه زیبا و با محتوای ملی و دینی،وارد ادبیات اجتماعی شد. واژه هایی که در قالب شعر و شعار در ایجاد رخداد های انقلابی و اجتماعی و دینی وملی وسیاسی، نقش ها آفریدند و تاثیرها و یادگارها به جا گذاشتند، تا بدانجا که از برخی کلمه ها و جمله ها با عنوان مقدس و محترم یاد می شد.

با رخداد دفاع مقدس برقطراین نوع واژه ها افزوده شد و ادبیاتی شکل گرفت که فریبا بود.اما با پیروزی انقلاب و پایان جنگ ، به مرور هرچه ازدوران انقلاب و دفاع مقدس فاصله گرفتیم، مسوولان هم از ملت وآن واژه ها و مفاهیم فاصله گرفتند و داستان”قلعه حیوانات” تکرارشد.

به گونه ای که علاوه برفراموشی واژه های جذاب و شعاری، براساس منافع و مصالح، بسیاری از آن ها تغییر معنا یافتند و تفسیرهای دگرگون گرفتند و به چیزهایی دیگر تبدیل شدند.این روند که از دوران پرتب وتاب آقایی ارزش ها و فضیلت هاآغاز شد، هم اکنون به دوره اربابی رذیلتها رسیده است. در بازدید نوستالژیک از واژه ها، قطار معصوم و مظلوم کلمات از مقابل چشم ها رژه می روند و ضمن خاطره بازی، گاه از خودمی پرسیم: عجب، چنین واژه هایی، روزگاری در فضای ادبیات و فرهنگ و حتا در مواردی در قالب اجرا هم در کشور وجود داشته است!بد نیست برخی از آن ها را به تماشا بنشینیم: استقلال، آزادی، برادری، برابری، نان، رفاه، مسکن، پول نفت، عمران وآبادی، وفور نعمت، تعالی علم وهنر، نابودی کوخ و کوخ نشینی، مبارزه با کاخ نشینی، ربا، ریا و فساد. مستکبران و مترفان و مستضعفان، حق وعدل، پهلوانی، مردمسالاری، شایسته سالاری، حکومت عدل علی، برابری الهی زن ومرد،ظلم ستیزی،مبارزه با گران و کم فروشی، بیت المال، جوانمردی، معنویات، اخلاقیات ،ایثار، هنر برای مردم، حمایت از نیازمندان و مستضعفان و…موزه غم انگیزی است نه!

جالب آنکه، اندکی آن سوتر و به موازات برپایی موزه واژه های مقدس نامشان را نبر، یک تماشاخانه دایرشده است از انواع بازیگران با بازی هایی مغایر باواژه های ممنوع که به تماشاخانه مجازشهره است. واژه هایی مانند: فقر و فساد، سرقت، اعتیاد، ربا، رشوه، رانت و.. شما مشتاق تماشای کدام هستید؛ موزه واژه های مقدس و ممنوع یا تماشاخانه مجاز و یا………!