منتقد: جبار آذین

در کارنامه هنری داریوش یاری، کارگردان شناخته شده سینما و تلویزیون، آثار ارزشمند و نوآور کم نیست. از او که سومین فیلم سینمایی خود با نام “لیلاج را آماده نمایش عمومی می کند، سریال تلخ و اندوه بار وکسالت آور “پناه آخر، درحال پخش از تلویزیون است!

سریالی که به شدت در موضوع، فیلمنامه، ساختار، کارگردانی و بازی ها داد می زند که می خواهد مجموعه ای ارزشی و مذهبی و محرمی باشد. اما پناه آخر باورمندی خود در نمایش باورمندی مردم و نمایش آیینهای مذهبی و سنتی را در قالب هنر و تصویر هنرمندانه زندگی آدمهای سریال به نمایش نمی گذارد، بلکه به عریان ترین و سطحی ترین شکل با نمایش حسینیه و مسجد و مراسم دعا وعزاداری و مرثیه خوانی و دیالوگ های گلدرشت شعاری و مذهبی درباره حق الناس و…. در بطن و حاشیه داستان غم بار سریال و ماجرای اختلافات قدیمی دو برادر و دیگرحوادث پناه آخر جارمی زند. سریال داریوش یاری می توانست یک درام یا ملودرام اجتماعی، خانوادگی و مذهبی قوی، جذاب و خوش ساخت باشد، چنانچه از داستان دراماتیک، فیلمنامه محکم، شخصیت پردازی های باور پذیر و بازیهای خوب و هدایت شده و کارگردانی هوشمندانه برخوردار بود. تماشای پناه آخر را تا سه قسمت نخست به سختی تحمل کردم. بعضی هنرمندان ما هنوزنیاموخته اند که سینما و تصویر و تلویزیون، تریبون و منبر سخنرانی و مداحی و مرثیه خوانی نیستند و آنها باید هنرمندانه حرفها و پیامهای آثار خود را با مخاطب در میان گذارند. سریال پناه آخر، از منظرهنری و پرداخت درست و مناسب مضامین مذهبی، اجتماعی و خانوادگی، ضعیف و ناتوان است و از همان بخش های آغازین آن، برسر و روی تماشاگر غم واندوه و مصیبت و افسردگی می بارد!