رویا: می دونی همه فکر می کنن  اگه حس واقعیشون رو نشون بدن همه چی به هم میریزه،

هیچ کس حرف دلش رو راحت نمی زنه خوب اگه نمی خواد می تونه همون شب اول، همون لحظه اول بیاد و بگه…

استاد: فکر نمی کنی آدما واسه مخفی کردن احساسشون دلیل دارن؟

رویا: دلیلشون از هم دورشون می کنه، چه دلیلی از عشق مهم تره!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گدایی همه جورش بده…گدایی عشق از همش بدتره…!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

از آدماي بزرگ مجسمه ساختيمو دورش نرده کشيديم …

اگه کسي حرف اين مجسمه هارو باور کنه بايد بين خودشو مردم نرده بکشه…

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

از جان عزیزترم : درشهریم که با تو برایم غریب نیست . اما دیشب را باز بی تو ، در غربت گذراندم .سهم من از عشق گوشه سرد و تاریکی از این دنیاست که با یاد تو گرم مانده است. کاری کن که باور کنم انتظار خود عشق است. من از مردم همین شهرم. همهء آدمای این شهرم دوست دارم . چون تقریبا هیچ کدومشونو نمیشناسم . از آدم های بزرگ مجسمه ساختیم و دورش نرده کشیدیم ، اگر کسی حرفهای مجسمه هارو باورکنه، باید بین خودشو مردم نرده بکشه!من این حرف هارو باور کردم، اصلا باور کردنی، هست؟توانا بود هر که دانا بود،واقعا ؟؟  من با همه غریبم ، با مجسمه ی آدمها،با آدمهای مجسمه .

آدم ها از دور دوست داشتنی ترند ٬ شایدم خیالاتیمو میترسم با پیدا کردن دوست مجبور بشم . از خیالبافی دست بردارم  اما اگر دو نفر به قیمت دوستی مجبور بشن تا اخر عمر بهم دیگه،دروغ بگن  بهتره که در تنهایی بشیننو به چیز هایی فکر کنن که دوست دارن . روز ها فکر کردن فایده نداره.  صدا و نور و شلوغی مزاحم خیالبافی آدمه .

باید صبر کرد تا شب بشه…