به قلم: جبار آذین (منتقد و مدرس سینما و تلویزیون)

پایگاه خبری نمانامه: بخش نخست گرچه طی سالها و درصدها نقد و یادداشت و مقاله و نشست، دیدگاه های خود درباره سینما،هنر و فرهنگ را بازگو کرده ام، ولی به خواست چند تن از سینماگران شاخص و ارجمند و احترام به درخواست آنها، رئوس اساسی نظراتم در ارتباط با سینما را به صورت منسجم، یکپارچه و فهرست گونه، جهت استفاده احتمالی دوستان وکارشناسان، بازنویسی می کنم.

سینمای ایران به رغم حضور، کوشش و فعالیت گروهی از سینماگران سلامت اندیش و متعهد به انواع بیماری ها و آلودگی ها از جمله مالی، اداری،فرهنگی، ساختاری و محتوایی مبتلا است. برخی از این بیماریهای بحران ساز، ریشه در نوع نگاه به سینمادار دو بخشی دیگر حاصل عملکرد مدیران،گروه ها و جریان های سینمایی و سیاسی است.

یک: سینما در ایران دارای تعریف و جایگاه مشخص و قابل دفاع قانونی، فرهنگی و هنری نیست. در قانون اساسی فقط در چند جمله کلی از سینما یاد شده که به شدت ناقص و قابل تفسیر به رای است. سینما به اساسنامه و آیین نامه کارشناسانه، واقعگرا و کاربردی نیازمند است.

دو: سینما در ایران تبدیل به صنعت نشده و بازار مکاره است. با صنعت شدن قانونی سینما، بخش اعظم معضلات مالی و حقوقی و اجتماعی و…آن برطرف خواهد شد.

سه: سینما در کشور ما مانند سایر هنرها و فرهنگ، ملوک الطوایفی اداره می شود و عمده نگاه ها و عملکردهای جاری در آن، نشات گرفته از اهداف و سیاستهای حزبی، گروهی، سیاسی و جناحی و سلیقه ای است. سینما باید ملی و از قید نگرش های محدود و عقب مانده جناحی و حزبی رها گردد.

سه: سینما در ایران دولتی است و از طریق دولت تزریق مالی، اداره و سیاست گذاری شده و افسار گسیخته و غیر کارشناسانه دراموراداری و اجرایی آن دخالت می شود.

چهار: سینما باید به اهل آن واگذارشده و دولت در حد ناظر و حامی حضور یابد. از همین رو سینما و سینماگران باید به جای تکیه بر دولت و ارتزاق از سفره آن، روی پای خود بایستند و دل به تشکل های دولت ساخته سینما ندهند و براساس منافع ملی سینما، تشکل های خاص خود را احیا کنند. سینمای غیر قانومند و دولتی، ابزار دست دولت ها شده و می شود و با هر تغییر و تعویض، سیاست ها، برنامه ها و حمایت ها برمبنای نگاه های جناحی، دچار دگرگونی می گردد، لذا وجود اساسنامه قانونمند ملی برای حیات و قوام سینما الزامی است.

 پنج: وجود یک سازمان سینمایی قدرتمند ملی که نخبگان منتخب سینما آن را اداره می کنند و حاصل تعامل اهالی سینما براساس نیاز سینما و جامعه است، یک ضرورت است. این سازمان بر خلاف سازمان فرمایشی، دکوری و بدون خاصیت اشتباهی کنونی، انحرافی نخواهدبود و تمام امور سینما از مجرای این سازمان انجام شده و دیگر فیلمسازان جریان ها و دستگاه های غیر مسوول دولتی و ارگانی خود مختار و پولدار نخواهند توانست برای خود دم و دستگاه فیلمسازی داشته و بدون توجه به قانون و متولی قانونی سینما فیلم بسازند. اوج،حوزه هنری، ناجا، تلویزیون و.. در شرایط کنونی حاکمیت ملوک الطوایفی بر سینما اینگونه اند. در چهل سال اخیر سینما را سیاست و تجارت اداره کرده و اکثر مسوولان آن سیاست پیشگانی بوده اندکه اغلب فرهنگ و سینما را نمی شناختند.لذا باید سینما را سینماگران اداره و رهبری کنند. در همین امتداد سازمان اشتباهی سینمایی و تمام زیر مجموعه های آن بویژه فارابی، خانه سینما و… .باید پاک و سالم سازی شوند.

شش: دستاوردهای سینما به عنوان نمونه جشنواره های فیلم فجر و کودک و نوجوان باید احیا و حیات خلوت ها و دکان های جشنپاره های کاذب ملی و جهانی فیلم فجر تعطیل شود.

هفت:سازمان سینمایی قدرتمند باید دست و پای مسموم مافیا، پولشویان و ابتذالگراها را از پیکره سینما بخصوص تولید و اکران و مناسبات سینما قطع کند.

هشت: درایران، سینماگر ملی وجودارد، ولی سینمای ملی وجود ندارد و جای آثار ملی و بومی ایرانی با شناسنامه و هویت ایرانی در سینمای کشور خالی است. اغلب فیلم ها به جزاسامی کاراکترها، هیچ نشانی از ایران و فرهنگ ایرانی ندارند. فضاها، دکورها، لباس ها، تیپ ها و وسائل محیط های خانه و اداره غیرایرانی اند. و… در یک کلام، سینمای ایران چنانچه نمی خواهد بازار مکاره و قلمرو نابخردی ها، غلط ها، کجروی ها، انحراف هاو بی عدالتی ها و ابتذال باشد،باید ملی شود. در واقع اهالی سینما باید برای احیا و سالم سازی و ارتقای سینما  «نهضت ملی کردن سینما» را راه اندازی کنند و پایمردانه ،خردمندانه و متحدانه در چارچوب قانون پای آن بایستند. و این آغاز راه است و برای رسیدن به سینما و هنر ملی و بالنده و مردمی،باید راه ها پیمود!