پایگاه خبری نمانامه: با افزایش مناسبات و تعامالت ملتها و دولتها از یک سو و افزایش سطح آگاهیهای سیاسی در سطح بینالملل و رشد افکار عمومی از سوی دیگر، کاربرد شیوههای دیپلماتیک، افزایش یافته است. زیرا روابط دیپلماتیک تنها در چارچوب و اهداف سیاست به سن نیست و ضرورت همکاریهای اقتصادی، فرهنگی، علمی و فنی، ابزارها و نگرشهای جدیدی را در حوزه دیپلماسی پدید آورده است. بنابراین، امروزه دیپلماسی فرهنگی، در مناسبات بین المللی از جایگاه خاصی برخوردار است که به اعتقاد برخی از صاحب نظران افزایش و تسهیل ارتباطات بین فرهنگی، مهمترین وظیفه دیپلماسی در دوره جدید است.

آنچه اهمیت موضوع را مضاعف کرده و سرعت و تأثیر و این مهم را در عرصه سیاست جهانی، ارتقا بخشیده است، حضور رسانهها و سیستمهای ارتباطی جدید است. با توجه به نظریه سازهانگاری، امروزه نقش رسانهها در ساخت افکار عمومی جهان و انتشار هنجارها و ارزشهای فرهنگی به جهانیان قابل انکار نیست؛ از این رو، نقش نهادها و رسانهها در تولید و توزیع هنجارها حائز اهمیت است.

اسا ًسا دولتها، برداشتهای گوناگونی از مختصات فرهنگی و ارزشی جوامع، در عرصه سیاست بین الملل دارند که ممکن است از نگاهدارندگان آن فرهنگ متفاوت باشد. مراد از فرهنگ بین المللی، ارزشها و هنجارهای عامی است که در طول زمان، مورد پذیرش جامعه بینالمللی قرار می گیرد و عملکرد خاصی دارد. تجلی این فرهنگ را میتوان در چارچوب عملکرد رژیمهای بین المللی و در قالب هنجارها، مقررات، قوانین و کنوانسیونهای بین المللی جستوجو کرد.

آثار و ویژگیهای فرهنگی هر دولت بر سیاست خارجی خود و انعکاس آن بر تعاملات رفتاری، در سیاست جهانی میتواند تصویر روشنتری از محتوای فرهنگی آن جامعه ارائه کند؛  این مهم در روابط دیپلماتیک، بهویژه دیپلماسی فرهنگی نمایان میشود. منش ملی، روحیه ملی، کیفیت حکومت و جامعه و کیفیت دیپلماسی از جمله عوامل کیفی مربوط به قدرت ملی هستند که می توان گفت دیپلماسی فرهنگی، مغز تفکر قدرت ملی است؛ همانگونه که روحیه ملی، روح آن است. به نظر میرسد آنچه موجب توسعه تولیدات فرهنگی در عرصه جهانی میشود، رسانه ها و فناوریهای جدید ارتباطی است. رسانه ها یکی از ابزارهای مهم در دیپلماسی فرهنگی هستند.

قدرت فرهنگی با میزان تأثیر و نفوذ فرهنگ تعیین میشود. این وظیفه مهم را کشورها از طریق دیپلماسی فرهنگی فعال، به کمک رسانهها انجام میدهند. بنابراین، دیپلماسی فرهنگی و رسانه ها دو ابزار اعمال قدرت نرم در سیاست جهانی تلقی میشوند. حال باید دید قدرت فرهنگ در دوره جهانی شدن، تحت چه شرایطی قرار میگیرد. از آنجا که ویژگی بارز دوره جهانی شدن؛ گسترش ارتباطات و شکل گیری جهان مجازی است، باید نقش و اهمیت رسانه ها در قدرتیابی یا بی قدرتی فرهنگ مورد توجه قرار گیرد. در این دوره، یکی از مهمترین اتفاقها، فشردگی زمان، مکان و فضاست. که تأثیر آن، فراتر از خود حوزه رسانه است. توان تأثیرگذاری رسانهها بیش از گذشته شده است و در نتیجه، فرهنگی که سریع و بهتر خود را با شرایط جدید، وفق داده و از امکانات آن استفاده کند بازیگر مؤثرتری بوده و قدرت بیشتری در عرصه بینالملل، کسب خواهد کرد. به نظر می رسد، تعامل بین قدرت سخت و نرم میتواند به توسعه و نفوذ هر دو چهره قدرت، منجر شود؛ به عبارت دیگر، سایر مؤلفههای قدرت، همچون قدرت اقتصادی، سیاسی و نظامی میتوانند در توسعه و نفوذ قدرت فرهنگی یک واحد در سطح نظام بین الملل تأثیر فراوانی داشته باشند.