به قلم: جبار آذین

پایگاه خبری نمانامه: حضور و ظهور و فعالیت افراد و گروهای بیمار در فضای آلوده، مسموم و بیمار سینمای ایران که حاصل ناکار آمدی و صندلی مداری اشتباهی ها و سیاسی ها و تاجران به جای متخصصان و کارشناسان در عرصه هنر و فرهنگ و سینمای کشوراست،عجیب و غیرطبیعی نیست، ولی تاسف بار و نگران کننده است. به اصرار و درخواست سه تن از خبرنگاران محترم فرهنگی دو روزنامه و یک خبرگزاری که خواهان مصاحبه و نظر خواهی درباره اظهارات فراستی در برنامه دورهمی بودند، با پوزش از انجام مصاحبه، صرفا به احترام آنها و قول اینکه در این ارتباط یادداشت بنویسم، این متن را قلمی می کنم .

مسعود فراستی از رفقای قدیم، با سواد و دوست داشتنی، سالها است به عنوان منقد و نویسنده سینمایی در سینما فعالیت می کند. او که امروز در جایگاه مشهورترین و نه محبوب و معقول و محترم ترین منقدان سینمای ایران ایستاده است، دست بر قضا در سال های پیش از معرکه گیری و مار بازی هایش در برنامه کجدار و مریز هفت، قابل احترام بود، چرا که درآن روزگاران به رغم دیدگاه های مخالفان، برای نوشته های کم و بیش قابل اعتتایش مورد توجه بود. لیکن با حضور در برنامه جنجالی، آشوبگر و بدون محتوای هفت، به مرور از نقد حرفه ای و سلامت و کاراکتریک منقد با فرهنگ فاصله گرفت و تبدیل با یک منتقد نمای بازاری با ادبیات لمپنی شد.

در واقع آنجه او را به شهرت رساند، نه نقد که او سال ها است نقد نمی کند که بی احترامی و کلمات و جملات لمپنی و یورش های بازار پسند و کاسبکارانه به سینمای ایران و حتا جهان بود.

فراستی امروز یک منتقد نمای بازاری با تعلقات، توهمات، تخیلات و ادبیاتی است که هیچ ربطی به سینما و فرهنگ ندارند. اونتیجه زایمان نان به نرخ روز خوردن، کاسبی در سوپر مارکت هفت و سینمای بیمار است که اینگونه نقد و منقد و فیلمساز هم برای نابودی سینما و فرهنگ و اندیشه و تخریب هنرمندان ،سینماگران و منقدان راستین نیازدارد. دوستان، فراستی امروز را جدی نگیرند و واردبازی های شهرت طلبانه و سوداگرانه تخریبی او نشوند. سینما، فرهنگ، نقد و رسانه در ایران تنها می تواند با ملی و مردمی شدن به سامان رسد. در غیر این صورت تمام بیراه ها به ترکستان ختم می شود!