درود و سلام بر همه عزیزان وبزرگان گروه …ایام به کام و روزگار با شما مهربان باد…. و اما بعد..بنده خسته و کوفته از سر کار آمده ام که می بینم اسدالله خان تبلت را در دستش گرفته و دارد سبگار پشت سیگار دود میکند …نه چایی نه فهوه ای نه نهاری ..هیچی آماده نکرده و بشدت پکر و ناراحت است میگویم باز چی شده اسدالله خان ؟میگوید دیگه میخواستی چی بشه …بیا ببین در گروه چی نوشتند؟میگویم چی نوشته ..؟میگوید بیا خودت ببین …..نوسته ما ایرانبها مردم شادی نیستیم ….چرا ابنها پشت سر ما مردم حرف در میاورند …ما شاد نیستیم ..؟خودتان شاد نیستید …خدا نشناس ها ..کافرها…ایادی استکبار …اعوان و انصار انگلیس و آمریکا …خودتان ناشاد هستید …میگویم …حالا یک چیزی گفته اند چرا ابنقدر ناسزا میگی..؟گفت ناسزا هم دارد …بد وبیراه هم دارد…آدم از غم دق کند بمیرد واقعا کم است…گفتم خب شاید حالا درست گفته …ماها خیلی هم شاد نیستیم…اسدالله خان مثل ترقه از جا پرید و داد کشید :تو هم با اونایی ؟تو هم دستت با اذناب و ایادی استکبار جهانی تو یک کاسه است .?گفتم داد نزن …بگیر بشین ببینم حرف حسابت چیه …؟اون گفت ما مروم شادی نیستیم تو نظر دیگری داری خب بگو نظرت را دیگه چرا حرف در میاری ؟اسدالله خان کمی آرامتر شد و گفت ببین ما مردم وقتی داریم به انواع و اقسام سازها میرقصیم چطور شاد نیستیم ؟هر اداره و سازمانی هر مدیر و مسئولی هر گروه و جناحی یک ساز میزند و ما مروم هم باهاشون میرقصیم ….چطور ممکنه مردم هم برقصند هم ناشاد باشند ؟مگر میشود که آدم غمگین هم برقصد…؟مثلا در مورد همین سینما که جناب خودت دستی داشتی …مگر بارها دست اندرکارانش نگفتند نمیدانبم به یاز کی برقصیم ..؟ارشاد یک ساز میرند …حوزه هنری یک ساز میرند …تلویزیون. یک ساز میزند …و هنرمندان هم به ساز همه ابنها میرقصند…یا در همین بحث خودرو ها از ساخت تا قبمت گذاری مگر خودرو سازها یک ساز نمیزنند…شورای رقابت ….دولت.. سازمان حمایت …اتاق بازرگانی و کی و کی هر گدام بک ساز نمیرنند ..؟و مردم هم به ساز همه ابنها نمی رقصند..؟اصلا ما نه تنها غمگین نیستیم بلکه آنقدر شاد و خندان و خوشحال هستیم که قادربم در آن واحد با چند ساز مختلف برقصیم …که هبچکس در جهان نمبتواند ابنگونه رقصی کند …و تازه اینقدر خوش رقصیم که شاعران ما هم گفتند که رقصی چنین میانه میدان را آررو مبکنند ….می بینی ما همه اهل رقص هستیم ….اهل حرکات موزون البته ..رقص سابق .حرکات موزون فعلی …آنوقت بیایند چنین تهمتی بما بزنند بگویند شاد نیستیم..؟آنهم ما که از صبح تا شب مشغول رقص به سازهای مختلف هستیم … نه این دیگر خیلی سخته ….من نحملش را ندارم ….راستش از شما چه پنهان دیدم اسدالله خان اینبار پر بیراه نمبگوید …منکه چای را در حبن ابن حرفها آماده گرده بودم گعتم حالا ببا بک چای بخور…که چشمتان روز بد نبیند …اسدالله خان با رقص و آواز آمد بطرف سبنی چای روی میز…و میحواند و میرقصید تیرم تیرم آخ جون …تیرم تیرم آخ جون …