.
.
سیف الدوله به ابونصر گفت : بفرمایید بنشینید .
ابونصر نگاهی به اطراف انداخت و پرسید : کجا بنشینم امیر ؟ آنجا که من هستم یا آنجا که تو هستی ؟
سیف الدوله لحظه ای مردد ماند ، اما با نگاه متواضعانه لبخند زد و گفت : آن جا که تو هستی .
ابونصر بی هیچ کلامی ، ناگهان به سوی تخت جلوس سیف الدوله به راه افتاد و لختی بعد در صدر مجلس قرار گرفت .
دانشمندان و حاضرین از این رفتار ابونصر یکه خوردند و لحظه ای مات و مبهوت به دانشمند ایرانی خیره ماندند . سرانجام ریش سفیدی از فیلسوفان دربار رو به ابونصر ایستاد و با احترام گفت : حکیم آیا در نظر مبارک شما جایگاه حکما و اهل علم بر تخت امیران است ؟
ابونصر گفت : آیا شما از اهل علم هستید ؟
ریش سفید با اطمینان گفت : آری .
ابونصر گفت : پس اینجا چه می کنید ؟
ریش سفید گفت : ما همگی در خدمت امیر سیف الدوله هستیم .
ابونصر لبخندی زد و گفت : آیا نیکوتر آن نیست که حکیمی در مرتبه ی امیری باشد تا در خدمت امیر ؟
.
.
.
#ابونصر_فارابی
#ابونصر_فارابی_دانشمند_بزرگ_ایرانی