به قلم: دکتر حسن نامور ( کارشناس و مدرس سینما )


فیلمنامه نویسی در دو بُعد است

بُعد اول : خشک و بی روح

در بُعد اول، شما بعنوان فیلمنامه نویس، نیازمند یک ساختار ذهنی حسابگر، منطقی ، عقلی، فرموله شده و کلاسه بندی شده هستید. یعنی ذهن، از ساختار احساسی ، خارج شده و با فرمولها و قواعد و اصولِ فنی و تکنیکی، عمل نماید. فیلمنامه نویسی در مرحله ی نخست، برخلاف سایر قالبهای ادبی، یک کار خُشک و خَشِن به نظر میرسد. شبیه به مهندسی پل یا خانه. با احساسات نمیتوان یک پل یا خانه ساخت.
در بُعد اولِ فیلمنامه نویسی نیز، با احساسات نمی توان فیلمنامه نوشت. فیلمنامه نویسی در مرحله نخست، شبیه شعر نوشتن نیست، حتی اگر شخصیت اول آن یک شاعر باشد و اما در بُعد دوم…
بُعد دوم : دارای روح است پس از اینکه نسخه اولیه فیلمنامه شما آماده شد، حالا نوبت آن است که دارای روح ، عمق ، و احساس شود.

اکنون شما بعنوان فیلمنامه نویس، بایستی ساختار ذهنی قبلی خود را که حسابگر بود به ساختاری جدید تغییر دهید. ساختاری که دارای روح، عمق، احساس و درک است. اینجاست که به نظر میرسد فیلمنامه نویسی از مهندسی نیز سخت تر است. چون فیلمنامه نویس به دو نوع ساختار ذهنی نیازمند است و مرتبا بایستی ذهنش رو بین این دو ساختار سوییچ کند. اما به یقین، شدنی است فیلمنامه ی زنده ی باشعوریک فیلمنامه ی زنده ی باشعور، دارای دو حرکت است:

حرکت رو به جلو یا خطی

در حرکت خطی، قصه شکل میگیرد. در حرکت خطی، ماجرها یکی پس از دیگری اتفاق میافتند و داستان شما به سمت جلو رانده میشود. در حرکت خطی فیلمنامه، مخاطبین فیلمنامه ی شما، متوجه ی
((روند اتفاقات)) می شوند و اما حرکت دوم…

حرکت لایه ای یا حرکت عمق دار

در حرکت لایهای یا عمق داد، مخاطبین فیلمنامهی شما، به جای دیدن اتفاقات، حالا(( اطلاعات)) را دریافت می کنند. یعنی متوجهی نکتههای به ظاهرجزئی اما مهم فیلم میشوند، و به یک درک و تجربه جدید می رسند.

و نیز دچار احساسات میشوند و عواطف مختلف آنها برانگیخته میشود. در حرکت عمق دارِ فیلمنامه است که، مخاطبین، به شخصیتهای داستان، نزدیک و نزدیکتر می شوند.

نکته: اگر این دو حرکت، همزمان با هم اتفاق بیافتد، فیلمنامه شما هم دارای قصه میشود و هم دارای مفهوم.هم فرم دارد و هم محتوا. یک فیلمنامهی زندهی باشعور است و مخاطبش را راضی نگه میدارد و اینطور نیست که صرفا با یک فیلمنامهی پر از قصهی بی معنی روبرو باشیم و نتوانیم با شخصیت های آن همذات پنداری و همدلی داشته باشیم، بلکه با قصهای طرفیم که سرگرم کننده است، عمیق است، شعور دارد، جان دارد و زنده است.
اشتباه بزرگ در فیلمنامه نویسی
بزرگترین اشتباه در فیلمنامهنویسی این است که از اشتباه کردن شخصیتها پرهیز کنیم. خلق شخصیتهای کامل و بدون عیب و نقص که هرگز اشتباه نمی کنند، یک اشتباه بزرگ در فیلمنامه نویسی است. اگر شخصیتهای فیلمنامه، بیش از حد کامل باشند و مرتکب هیچ اشتباهی نشوند، عملا امکان پیشبُرد روایت توسط آنها بسیار کم میشود. در چنین حالتی، یک قصهی خسته کننده ایجاد خواهد شد.
جایی که هیچ اشتباهی توسط شخصیتها رخ ندهد، پتانسیلی برای رشد و بقای نیروهای مخالف یا همان آنتاگونیست ها وجود ندارد و در نتیجه، میزان کشمکش در فیلمنامه کم می شود. موقع نگارش فیلمنامه، در نظر داشته باشید که هر یک عدد اشتباه توسط شخصیت، امکان ایجاد ۱۰ راه برای طی شدن مسیر فیلمنامهنویسی را بوجود می آورد و این یعنی قصه. به زبانی دیگر، فرض کنید شخصیت اصلی فیلمنامه در حال حرکت در جادهی فیلمنامه است. اگر این حرکت، بی هیچ اشتباهی انجام شود، ما یک جادهی صاف و بدون پیچ و خم، و بدون غافلگیری خواهیم داشت. ملال آور است.اما اگر شخصیت، دچار اشتباه شود، مسیر حرکت او، از یکنواختی خارج شده و
همین خروج از یکنواختی، داستان را جذابتر خواهد نمود.

پیش از آغاز چه کنیم؟

برخی پرسشها هست که حتما بایستی پیش از آغاز نگارش هر فیلمنامهای، از خودتان بپرسید: اولین پرسش: قرار است چه نوع فیلمنامهای بنویسید؟

برای پاسخ به این پرسش، در مورد فیلمهای مورد علاقه ی خودتان فکر کنید. آیا ژانر به خصوصی هست که از همه بیشتر دوست دارید که آنرا تماشا کنید؟ مثلا ژانر کمدی، یا ژانر اکشن ، یا وحشت و یا فانتزی یا تخیلی؟

با خودتان صادق باشید و پاسخ صحیح را پیدا کنید.

پیش نیازِ نوشتن یک فیلمنامه خوب، این است که در همان ژانری بنویسید که مایلید فیلمهایش را تماشا کنید. چراکه به احتمال زیاد، این ژانر را به بهترین نحو میشناسید و همین مسئله، باعث ایجاد
شور و اشتیاق زیاد شما در طول نگارش میگردد.

دومین پرسش: قهرمان فیلمنامه ی من، دقیقا کیست؟

شاید ذهنیت روشنی در مورد ایده و طرح فیلمنامه خود، و اینکه قرار است چه چیزی از آب در آید، داشته باشید. اما هنوز نمیدانید شخصیت اصلی داستان شما واقعا کیست. هنوز او را نمی شناسید و همین
امر، باعث می شود.

احساس کنید یک جای کار می لنگد. برای همین توصیه میشود یک پروفایل برای کاراکتر اصلی و سایر کاراکترهای مهم فیلمنامه تهیه کنید.برای تهیه این پروفایل میتوانید هم از تخیل خود استفاده نمایید هم می توانید از شخصیتهای مختلفی که در مکانهای مختلف می بینید ایده بگیرید و یا ترکیب این دو باهم. اما در هر حال ، دانستن پروفایل شخصیتهای فیلمنامه، کمک بسیار بزرگی به نوشتن فیلنامه می کند.

پروفایل، شامل: (اسم – سن – شهر – شغل – روحیه – زندگی پیشین، مشخصات ظاهری و باطنی و سایر موارد مهم ) است. به خاطر داشته باشید که پروفایل شخصیتهای فیلمنامه، قرار نیست مستقیم ا در
فیلمنامه وارد شود. ولی هر چه بیشتر در مورد شخصیت فیلمنامهتان اطلاعات و آگاهی داشته باشید، کمک میکند که نسبت به او، بعنوان یک شخصیت کاملا واقعی ذهنیت پیدا کنید، نه شخصیتی که وجود
خارجی ندارد. در نتیجه هنگامیکه مشغول نگارش فیلمنامه اید، در هر لحظه این آمادگی را دارید که به پرسشهای مهمی پاسخ دهید. مثلا اینکه الان این آدم در مقابل این اتفاق، چه واکنشی نشان میدهد؟
چه دیالوگی خواهد داشت؟ چه پاسخی به طرف مقابلش میدهد؟ چه طرز فکری دارد؟ چه نوع واکنشی نشان می دهد؟ و غیره …

در این صورت شما در هر لحظه، میتوانید تصمیمات صحیحی در مورد روندِ قصه در فیلمنامه بگیرید .
سومین پرسش: کشمکش فیلمنامه ی من چیست؟

همه ی فیلمها در مورد کشمکش ها و مشکلات هستند. اگر هیچ کشمکشی در فیلمنامه وجود نداشته باشد و همگی شاد و خوشحال باشند و در کرهی زمینِ شخصیتها عشق و صلح برقرار باشد، عملا هیچ اتفاقی برای آنها رخ نمیدهد و هیچ داستانی هم وجود نخواهد داشت و بینندگان فیلم نیز، هیچ دلیلی نمی یابند دو ساعت روی صندلی بنشینند که هیچ اتفاقی را نبینند. پس دانستن اینکه کشمکش فیلمنامه شما چیست، بسیار مهم است.