پایگاه خبری نمانامه: فیلمنامه نویس ها هم مانند هر «سازنده» دیگری، مجموعه ابزارهایی دراختیاردارد که اگر می خواهند در این صنعت پررقابت شانسی برای موفقیت داشته باشند باید در استفاده از این ابزار ماهر و چیره دست شوند. شما بعنوان یک نویسنده باید در استفاده از این ابزار ورزیده باشید اما تنها عده کمی هستند که به مرحله مهارت و استادی می رسند. به همین دلیل در اینجا فهرستی از ابزارهای اصلی و مهمی را که لازم است یاد بگیرید به همراه شرح خلاصه ای از چگونگی استفاده آنها را آورده ایم.

طرح کلی داستان (Log Line) : طرح کلی، ایده اصلی فیلم است که در یک یا دو جمله نوشته می شود. این طرح کلی باید نشان دهنده ژانر داستان ، شخصیت اصلی، خواسته های قهرمان داستان، کارهایی که برای رسیدن به این خواسته ها باید انجام دهند و اتفاقات داستان باشد.

فرض منطقی ( Premise) : هنگامی که تهیه کنندگان درباره فرض منطقی می پرسند معمولا در اغلب موارد منظورشان یک طرح کلی است. زیرا فرض منطقی یکی از ابزارهای مهم نویسنده وبیانگر آن است که شخصیت اصلی کیست، ضعفهای او چیست ،چه می خواهد، چه کارهای غیر منتظره ای از سوی دشمنش برای رسیدن به خواسته اش به او تحمیل می شود و چگونه بر اثر تجربیاتی که کسب می کند دچار تغییر و تحول می شود. این درحقیقت خط داستانی مربوط به شخصیت اصلی است و اساس فیلم را شکل می دهد. فرضیه منطقی علاوه بر توصیف شخصیت اصلی میتواند شما را در ترسیم نقش سایر شخصیتها و نقطه درگیری این شخصیت ها باهم ، یاری دهد.

خلاصه داستان (Synopsis) : طرح کلی قصه برای یک فیلم کوتاه به اندازه سه جمله وبرای یک فیلم داستانی بلند به اندازه سه پاراگراف بسط داده می شود( آغاز، میانه و پایان). اما در خلاصه داستان درباره اتفاقاتی که قرار است برای شخصیت اصلی در هر صحنه از فیلم رخ دهد به شکل مفصل و چگونگی تغییر آنها در پایان قصه توضیح داده می شود. سیناپسها باید نشان دهنده تغییرات اصلی و گره ها وپیچ های قصه بوده و تأثیر این حوادث بر شخصیت اصلی را بیان کند( و گاهی اوقات هم انگیز های طرف مقابل را نشان می دهد.)
عملکرد: تهیه کنندگان و سرمایه گذاران معمولااز فیلمنامه نویس ها می خواهند تا پیش از فیلمنامه اصلی ،یک عملکرد ۵-۲۰ صفحه ای ( بسته به خواسته سرمایه گذار) درباره طرح هایشان ارائه دهند. عملکرد ها ، باید با مهارت نوشته شوند زیرا برخی از خوانندگان انتظار دارند که عملکرد،در بدو امر آنچه را که بیننده روی پرده خواهد دید نشان دهد این درحالی است که بعضی دیگر مایلند وجه دراماتیک و داستانی قصه فیلم بر سایر وجوه عملکرد غالب باشد. اگر شما بر اساس خواست گروه اول عملکرد را بنویسید واکنش خوانندگان این خواهد بود که ” داستان کمی تخت و بدون فراز و نشیب است” (به ویژه در مواردی که فیلم کمدی است) و اگر طبق نظر گروه دوم بنویسید واکنش آنها این است که ” ساختار داستانی فیلم ضعیف است” . به همین دلیل است که اغلب فیلمنامه نویسان می گویند که از نوشتن عملکرد بیشتر از هرچیزی بیزارند.