امروز

جمعه, ۳۱ شهریور , ۱۳۹۶

  ساعت

۲۰:۲۹ بعد از ظهر

سایز متن   /

عصر ایران، مرجان کُرد- در یکی از سکانس های به یاد ماندنی فیلم «سگ کُشی» ساخته بهرام بیضایی، وقتی گلرخ کمالی (با بازی مژده شمسایی) بر سر سنگستانی ها فریاد می زند یکی از بساز بفروش ها به طعنه به او می گوید:

شما یک خانم هستید. به جای این که فریاد بزنید باید گریه کنید. گلرخ اما پاسخ می دهد: « گریه هایم را کرده ام. حالا وقت فریاد است.»

روز شنبه مراسم تحلیف ریاست جمهوری در مجلس در حالی انجام خواهد شد که از حالا چشم امید زنان به جز دهان حسن روحانی که درباره زنان چه خواهد گفت به فهرست وزیران پیشنهادی هم دوخته شده که نام وزیر زن در آن قرار دارد یا نه و اگر وزیری بر منصب وزارت نمی نشیند چند زن در جایگاه معاون رییس جمهوری قرار می گیرند.

زنانی که با نرخ مشارکت بالا در دوازدهمین دوره نیز میدان را خالی نکرده و در تمدید ریاست جمهوری حسن روحانی هم نقش بارزی ایفا کردند. این تجربه موفق البته در انقلاب اسلامی نیز قابل رویت است.

در آغاز دهه ۴۰ زنان در انقلاب نقش چندانی ایفا نکردند اما  چراغ انقلاب در دهه ۵۰ را زنان افروختند. حضور زنان تازه نفس در صفوف راهپیمایی ها حتی محمدرضا شاه را هم انگشت به دهان کرد و  به خاطر همین حضور و نقش آفرینی بود که بحث حق رای زنان پس از انقلاب خود به خود به حاشیه رفت و کسی در آن تشکیک نکرد.

آمارها می گویند ۳۹ میلیون زن با «ژن مرغوب» در ایران وجود دارد بنابراین شنیدن نام یک وزیر زن از میان جمعیت ۳۹ میلیونی، رو دربایستی هایمان درباره مشارکت مدنی و دخالت زنان در امور سیاسی را کمرنگ می کند.

با این وجود حضور زنان در کابینه همواره با دخالت ها و حساسیت هایی مواجه بوده است. در وهله اول می توان به حساسیت های سنتی اشاره کرد. برای مثال برخی هنوز بر این باورند که زنان نباید بر مردان سلطه یابند که در پاسخ به آن بد نیست اشاره کرد که وزارت، سلطه نیست زیرا وزرا در واقع بازوان اجرایی رییس جمهوری هستند که فعلا و تا تفسیر بعدی قانون اساسی در ید مردان است نه زنان.

برخی دیگر اما به محض این که گمانه زنی ها پیرامون نام یک زن درمی گیرد پای «فرخ رو پارسا» را به میان می کشند.  وزیر آموزش و پرورش در کابینه های امیر عباس هویدا که پس از انقلاب اعدام شد متنها اگر وزارت و مشارکت زنان در کابینه را با نام فرخ رو پارسا گره بزنیم آنوقت می توان پرسید آیا از نظر شما مسند نخست وزیری نیز  هم قافیه و مترادف با نام هویداست؟

این در حالی است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی واژه نخست وزیر این نام ها را (به ترتیب) در ذهن تداعی می کند: مهندس بازرگان، شهید رجایی، شهید باهنر، مرحوم مهدوی کنی تا آخرین ( میرحسین موسوی ).

تابوی وزیر زن پس از انقلاب را برای نخستین بار محمود احمدی نژاد با سپردن وزارت بهداشت به دکتر مرضیه وحید دستگردی شکست. مردی که همواره می کوشید اولین ها را به نام خود ثبت کند اما با نحوه برکناری خانم دستگردی موضوع انتخاب وزیر زن را تحت الشعاع قرار داد.

جالب است که حتی سید محمد خاتمی نیز نیز در کابینه وزیر زن نداشت هر چند خانم دکتر ابتکار را با ریاست سازمان محیط زیست به عضویت کابینه درآورد و دوباره با همین سمت در دولت حسن روحانی  مسؤولیت گرفت.

حسن روحانی همچنین خانم امین زاده را به معاونت حقوقی و خانم شهیندخت مولاوردی را به معاونت حقوقی نشاند با این حال اکنون خبرهای خوبی به گوش نمی رسد. گفته می شود در دولت جدید نه تنها وزیر زن در کار نیست بلکه حتی خانم شهیندخت مولاوردی هم از دولت خارج می شود و انگار کما فی السابق پای وزارت زنان که به میان می آید به زمین سفت و غیرقابل نفوذ می رسیم.

اگر در دوره اول این توجیه وجود داشت که معرفی وزیر زن با مخالفت مجلس نهم رو به رو می شود حالا در دولت جدید و با مجلس فعلی که تعداد نمایندگان زن آن از تعداد نمایندگان معمم هم بیش تر است، مشت این توجیه خالی است. چون این توجیه با وجود فراکسیون امید که از حضور زنان در کابینه استقبال می کنند قابل پذیرش نیست. در مجلس فعلی، زنانی از شهرهایی با بافت سنتی هم راه یافته اند.

البته فراموش نکنیم که رییس جمهور وعده وزیر زن نداده بود و خوش خیالی است اگر تصور کنیم  زنان در لباس وزارت می توانند کار خارق العاده ای فراتر از مناسبات اداری انجام دهند اما از این حیث که شایستگی و توانایی های خود را بروز می دهند حائز اهمیت است.

اصلا چگونه می توان پذیرفت که زنان ایرانی نابغه ریاضی در سطح جهان داشته باشند، مدال آور المپیک داشته باشند، دو تن از چند شاعر بنام معاصر زن بوده باشد و بازیگران و کارگردان های زن نه تنها با مردان هماوردی کنند بلکه حتی در بسیاری موارد پیشی بگیرند اما از چنین جامعه زنانی یک نفر شایسته وزارت نباشد؟!

مثلا در وزارت خانه هایی مانند بهداشت یا علوم یا آموزش و پرورش یا ارشاد که زنان در مقام کادر درمانی، هیات علمی، مدیریت یا آموزش در مدرسه و فعالیت های مطبوعاتی و هنری سر آمد و شاخص هستند کسی یافت نمی شود؟

در جامعه ای که زنان حضور پررنگ و موثری دارند چگونه می توان آنان را حذف و انکار کرد؟!

آقای روحانی اگر وزیر زن معرفی نکند کسی به حساب ناتوانی زنان نمی گذارد بلکه این پرسش شکل می گیرد که آقای رییس جمهور نخواسته یا نتوانسته؟! همان رییس جمهوری که گفته بود: «نمی شود همه دنیا را برای مردان بگذاریم و سهم زنان را تنها در گوشه آشپزخانه قرار دهیم» حالا چگونه کسی می تواند زنان را از پهنه اجتماع به آپارتمان های ۶۰ متری برگرداند؟

با این حال زنان ایرانی آنقدر بلوغ فکری دارند که اگر هم آقای رییس جمهور وزیر زن انتخاب نکرد از او روی برنگردانند چون می دانند خواسته و نتوانسته یا جرات نکرده و شرایطی که رقبای او اساسا به توانایی زنان اعتماد و اعتقاد ندارند و وقتی دولت دست شان بود معاونت زنان را به معاونت خانواده تغییر نام دادند این دم نیز غنیمت است.

زنان ایرانی چه بی وزیر چه با وزیر به راهی که آغاز شده ادامه خواهند داد منتها انتخاب وزیر زن بیش از آن که به نفع زنان باشد به نفع مدیران مردی است که در پی این سالیان اگر هم هیچ خطا و اشتباهی از انها سر نزده باشد از ابتکار و خلاقیت فاصله گرفته اند. اصلا زن یعنی زایش. نه الزاما زایش انسان که زایش فکر و ایده و نظر.

زن یعنی لطافت؛ همان چیزی که سیاست ایرانی در برهه کنونی بیش از هر چیز به آن نیاز دارد. مردم از صداهای زمخت و چهره های عبوس و این حجم از تهدید و ترس از آینده بیزار و خسته اند. پس آقای رییس جمهور وجه خوش روی سیاست را از آستین بیرون بیاورید.

نکته دیگر آن که حضور وزیر زن تفاوت جمهوری اسلامی با شماری از کشورهای منطقه است که هر چقدر هم ساختمان و پول نفت و پورشه و کالاهای مصرفی داشته باشند باز هم نگاه کهنه و زنگ زده شان به جنس زن دم خروسی است که از جیب های گشادشان بیرون می زند و نشان می دهد مربوط به این عصر نیستند و انگار پشت دروازه های زمان جا مانده اند و درجا می زنند.

ایران سرزمین فردوسی و «گُرد آفرید» است، سرزمین زنانی که در هر عرصه خوش می درخشند.

 1 آقای رییس جمهور! زنان هم گریه کرده اند هم فریاد زده اند، حالا وقت مدیریت شان است...
به سکانس فیلم بیضایی در اول این نوشته برمی گردم. گلرخ کمالی می گفت گریه هایمان را کرده ایم و حالا نوبت فریاد است اما اکنون می توان گفت هم گریسته ایم و هم فریاد سر داده ایم و  اکنون نوبت در دست گرفتن سکان های مدیریتی است.

آقای روحانی این بار نوبت شماست که پاس گل بدهید. چون ایران با وزیر زن چهره مهربان تری به خود می گیرد. این مهربانی را از سرزمین مان دریغ نورزید. اگر هم در گام اول وزیر زن ندارید از معاونان زن کم نکنید! امثال شهین دخت مولا وردی هم جای کسی را تنگ نمی کنند…

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد