امروز

دوشنبه, ۲۹ آبان , ۱۳۹۶

  ساعت

۱۷:۱۷ بعد از ظهر

سایز متن   /

نویسنده : گلپر فصاحت
منبع : سایت هنرلند

بهنام زنده دل دانشجوی کارشناس ارشد مدیریت اجرایی و یکی از علاقمندان به حوزه های هنری است که با هنرمندان بسیاری در عرصه های متفاوت آشنا هستند و در جلسات متعدد هنری شرکت می کنند. آنچه می خوانید ، نوشته ای است ماحصل گفنگویی با ایشان در زمینه “برند سازی هنرمند” که در دو قسمت ارائه می شود. در این نوشته رابطه بین هنرمند و سرمایه گذار هنری-فروشنده ی آثار هنری- مورد مطالعه قرار گرفته است. از دید تجاری آنها توسط سازمان های صنعتی، هنری و علم بازاریابی به عنوان دو عضو از یک “کانال بازرایابی” شناخته می شود.

” ارتباط بین هنرمند و سرمایه گذار هنری به عنوان یک کانال بازاریابی “

هنر، مجموعه ای از آثار یا فرآیندهای ساخت توسط انسان است که در جهت اثرگذاری بر عواطف، احساسات و هوش انسانی و یا به منظور انتقال یک معنا یا مفهوم خلق میشوند.
تقسیم بندی هنری، در حالت کلی:
هنرهای کاربردی: هنرهایی است که نخست کارکرد و سودمندی آن ها اهمیت دارد و هدف از خلقتشان کاربردشان بوده است. مانند: معماری،طراحی …
هنرهای زیبا: هنرهایی که تنها به دلیل زیبا بودنشان خلق شده اند. به عبارتی ” نه بخاطر چیزی دیگر، بلکه به خاطر خودشان به وجود آمده اند.” مانند: نقاشی،مجسمه سازی، موسیقی …

ویکتور هوگو، شاعر و نویسنده ی فرانسوی با اثر معروف خود “شرقی ها” در سال ۱۸۶۰ پایه گذار مکتب “هنر برای هنر”-پارناس- شد. و در واقع وی بود که برای اولین بار این واژه را در دنیای ادبیات مطرح نمود. این باعث شد جوانانی دور ویکتور هوگو جمع شوند که شعارشان هنر برای هنر باشد. آنان هنر و زیبایی را هدف نهایی می دانستند که نمی تواند وسیله ای برای رسیدن به اهداف دیگر شود. در رأس این جوانان تئوفیل گوتیه بود که پارناس را اینگونه تعریف میکرد: “هنر برای هنر به معنی هنری آزاد فارغ از هرگونه نگرانی و دل مشغولی بجز زیباییست” .

از سوی دیگر، لئو تولستوی در کتاب “هنر چیست؟” هنر را اینگونه تعریف می کند: “هنر باید یک ارتباط احساسی مشخص بین هنرمند و مخاطب ایجاد کند. طوری که مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین هنر واقعی باید ظرفیت لازم برای متحد کردن مردم از طریق ارتباط را داشته باشد. بنابراین نامفهومی و غیر واقعی بودن ارتباط، هنری بی ارزش است.” این ادراک زیبایی شناسانه تولستوی را به این سمت برد که معیارهایی را که مشخص میکند دقیقا کار هنر چیست، وسعت بخشد. او اعتقاد داشت که درک هنر شامل هرگونه فعالیت انسانی میشود که شخصی به وسیله نشانه های بیرونی از خود بروز داده و احساساتی را که قبلا تجربه کرده نمایش می دهد.

امروزه، هنرمند از یکسو اهداف و رسالت های والای هنری را که برخاسته از ذات هنر می باشد پیش رو دارد. و از سوی دیگر نیازها و خواسته های دنیای مدرن و مادی را نظاره گر است. این تضاد و ناهماهنگی می تواند منجر به نوعی تعارض داخلی، جهت گیری غلط در مسیر رشد و بالندگی هنرمند و در نتیجه هنرگردد.
از سوی دیگر توقعات و خواسته های مادی سرمایه گذار هنری (انتظار بازگشت سرمایه و سود دهی)در مقابل هنرمند در این عرصه ایجاد نوعی تعارض و شکاف عمیق خواهد کرد.

در کانالهای بازاریابی مختلف هنری، سرمایه گذاران هنری _فروشندگان هنری_معمولا از تلاش محدود هنرمندان شکایت دارند و متقابلا هنرمندان از تلاش محدود فروشندگان آثار هنری شکایت می کنند. درنتیجه هر دو طرف با تلاشهای فردی خودشان، تلاشی ناهماهنگ را رقم خواهند زد. که خروجی آن منجر به تلاش ناکارآمد می شود.
با توجه به عدم تعادل میان خواسته ها و نیاز های هنرمند و سرمایه گذار در می یابیم: “ناکارآمدی کانال بازاریابی یکی از ویژگی های ذاتی هنراست. “

تحقیق حاضر ما با هدف ارزیابی اینکه “آیا چنین شکایاتی بر اساس استدلال است؟ ” شکل گرفته است.

ادامه داد…

تولید اثر هنری شامل، خصیصه های ذاتی هنرمند با در نظر گرفتن فاکتور های تولید صنعتی و دیگر فعالیت های خدماتی به طور همزمان می باشد. تلاش هنرمندان به سختی قابل تعریف و اندازه گیری است. اما می توان تلاش هنرمند را از روی تعداد و نوع آثار ارائه شده اندازه گیری و ارزش گذاری کرد.
همچنین، تلاش فروشنده به معنی ایجاد راهکارهای تبلیغاتی و اطلاع رسانی و سازماندهی جلسات و دیگر اشکال ممکن برای ارتقاء سطح تولید و معرفی آثار هنری می باشد.
بدیهی است، تلاش های نا کارآمد ما بین هنرمند و فروشنده ی آثار هنری منجر به اختلاف میان آنها می شود. مطابق بررسی های اخیر دو نوع ادعاء از طرف این دو عضو کانال وجود دارد: هنرمند نمی تواند کار با کیفیت و به تعداد کافی ارائه دهد. و در مقابل فروشنده آثار هنری هم نمی تواند به خوبی کار هنرمندان را ترویج و معرفی نماید.

اقتصاد فرهنگی نشان می دهد که سهم تولید هنری از بسیاری جنبه ها مشابه با تولید صنعتی استاندارد است، و به طور همزمان خصیصه های ذاتی بسیار مهم و تعیین کننده می باشد. به طوری که نتایج توسعه داده شده توسط اقتصاد صنعتی را می توان به بخش های فرهنگی و با احتیاط گسترش داد. اگر هر یک از اعضاء به شیوه ای ناهماهنگ عمل می کنند، سیستم تولید – همه ی تلاش های هنرمند و فروشنده- برای کسب نتیجه، ناکارآمد خواهد بود. و هر یک از اعضای کانال تنها به حداکثر نتیجه خود خواهند پرداخت. در این حالت، وابستگی داخلی سیستم تولید پدید می آید.

ذکر چند نکته در مورد رابطه بین هنرمند و فروشنده یا سرمایه گذار هنری ضروری میباشد :
– اجتناب از معاملات و توافقات غیر رسمی و تعهدات اخلاقی مابین هنرمند و فروشنده.
– نقش فروشنده ی آثار هنری بسیار پیچیده تر از فقط فروش آثار هنری میباشد.
– تلاش فروشنده آثار هنری برای ترویج و تبلیغات باید بسیار چشمگیر و معنی دار باشد.
– از یک فروشنده ی آثار هنری انتظار می رود برای موارد زیر زمان بیشتری صرف کند: اول ایجاد اجتماعاتی از منتقدان، نویسندگان هنری، موزه داران و رسانه ها و همچنین برگزاری نمایشگاه ها و… و دوم  فراهم آوردن شرایط برای نمایشگاه موقت، ساخت کاتالوگ های بیشتر، شرکت در مبارزات تبلیغاتی در مجلات تخصصی و همچنین صرف زمان با مشتریان باالقوه در حوزه ی هنر.
– در مقابل فروشندگان نیز این حق را دارند تا به روی هنرمندانی که شایستگی ارتقاء دارند، سرمایه گذاری بیشتری کنند.

نتیجه گیری:
در نهایت باید پذیرفت در دنیای کنونی تا زمانی که هر یک از اعضاء دارای انگیزه ها و اهداف متفاوت هستند تولید هنری با استقبال عام و بازگشت سرمایه مواجه نخواهد شد. همچنین همه ی مراحل تولید باید با هدف پیشرفت هنرمند و تقسیم درآمد حاصل از فروش بین او و سرمایه گذار صورت گیرد.

حالت دیگری از تلاش هنرمند بدون دخالت فروشنده ی آثار هنری نیز وجود دارد. که اصطلاحا به آن “ادغام عمودی” گفته می شود. در این حالت یک هنرمند خودش به عنوان مدیر هنری خود عمل می کند. مانند اینکه یک نویسنده ناشر آثار خودش شود. و یا یک نقاش، فروش آثار خود را به عهده گیرد. که البته این مورد بسیار نادر و در عین حال برای هنرمند پر منفعت می باشد. و در شرایط خاصی قابل بهره برداری می باشد. در ادامه به بررسی شرایطی که هنرمند بتواند به نوعی ادغام عمودی دست یابد، خواهیم پرداخت.

منابع:
“University of Catania, Department of Economics and Business, Corso Italia, 55, 95129 Catania, Italy (Roberto Cellini , Tiziana Cuccia)”
Article history:
Received 12 November 2012
Accepted 12 December 2013
Available online 24 December 2013
www.ScienceDirect.com
www.wikipedia.org

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد